تبلیغات
مقالات فارسی - مقاله امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی
مقالات فارسی
مقاله امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی  شامل 31صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

از آنجا که برخی از مبانی حاکم بر علوم جدید با مبانی معرفتی اسلامی تعارض دارد، ورود علوم جدید،‌ به ویژه علوم انسانی به کشور ما، از ابتدا چالش‌هایی را به همراه آورد.. عده‌ای راهکار را در تولید «علم دینی» معرفی کردند. از این رو، مهم‌ترین سؤال این است که «علم دینی» به چه معنا و تحت چه شرایطی ممکن است؟

مبانی معرفتی امکان علم دینی، به دو دسته مبانی علم‌شناختی و مبانی دین‌شناختی تقسیم می‌شود. در محور اول، سه چالش وجود دارد: یکی، اینکه هویت علم و معرفت در گروی بهره‌مندی از روش تجربی قرار گرفته است. دوم، اینکه ارزش‌ها کاملاً خارج از حوزه علم و معرفت دانسته شده و سوم، اینکه هرگونه ورود معرفتی پیش‌فرض‌ها به عرصه علم نفی شده است. در محور دوم، مهم‌ترین چالش، تبیین معرفت‌زا بودن گزاره‌های موجود در متون دینی است. با پذیرش این امر، قلمروی دین با علم تداخل جدی دارد. از این‌رو، علم دینی نه‌تنها ممکن است، بلکه اساساً علم نمی‌تواند به گزاره‌های دینی بی‌اعتنا باشد. از این‌رو، مفهوم «علم دینی»، نه از حیث «علم» بودن و نه از حیث «دینی» بودن به هیچ تناقض و نابسامانی‌ای مبتلا نمی‌باشد.

کلیدواژه‌ها: علم، دین، علم دینی، اسلامی شدن دانشگاه، علوم انسانی و سکولاریسم.

 

مقدمه

از آنجا که برخی از مبانی معرفتی و ارزش‌های حاکم بر علوم جدید تفاوت‌های اساسی با مبانی معرفتی و ارزش‌های اسلامی داشته، ورود علوم جدید به کشور ما از همان ابتدا چالش‌هایی را به همراه آورد و این مسئل، به ویژه در حوزه علوم انسانی مشهودتر بود. مسئله اصلی، ناهمخوانی بسیاری از بحث‌ها، رویکردها، مبانی و ارزش‌های حاکم بر این علوم با معارف و دغدغه‌های اسلامی رایج در جامعه ما بود و همین دغدغه‌ها چند سالی است در قالب بحثی با عنوان «علم دینی»، خود را عرضه کرده است. اما از همان ابتدا این بحث با چالش‌هایی روبه‌رو شد، از جمله: «مگر علم، دینی و غیر دینی دارد؟ علم، علم است و علم دینی به هیچ معنای قابل قبولی امکان ندارد». بدین ترتیب، به نظر می‌رسد اولین و مهم‌ترین گام در بحث علم دینی آن است که: «علم دینی» به کدام معنا و تحت چه شرایطی ممکن است؟

بحث از امکان علم دینی فقط یک رویکرد دفاعی در برابر شبهات و مخالفت‌ها نیست، بلکه از جهت دیگری نیز اهمیت دارد. اگر به قاعده «تلازم حد و برهان» توجه کنیم،۱ برهان ما بر اثبات امکان علم دینی، در تعیین مراد از علم دینی نیز بسیار مؤثر خواهد بود، به ویژه با توجه به معانی مختلفی که از این مطلب اراده می‌شود، نه تنها محصولات کاملاً متفاوتی به عنوان علم دینی پدید خواهد آمد، بلکه بر اساس هر معنا، برنامه‌ریزی‌های علمی نیز سمت وسوی خاصی پیدا می‌کند.

جهت سومی که ضرورت این بحث را نشان می‌دهد، این است که سیطره علوم مدرن بر فضای رسمی اغلب مراکز علمی کشور، درک و تلقی خاصی از مفهوم علم را با خود به همراه داشته که این تلقی ناخودآگاه بسیاری از بحث‌ها را به بیراهه می‌برد. این تلقی که می‌توان آن را تلقی پوزیتیویستی (یا حداکثر، تلقی پوپری) از علم نام نهاد، عمدتاً در آرای کانت، فیلسوف آلمانی، ریشه دارد. بر اساس این تلقی، علم دینی و اسلامی‌سازی علوم انسانی هیچ معنای موجهی ندارد و هدف از آن فقط «تسویه حساب سیاسی با دانش و دانشگاه»۲ است. اما اشکال‌های حاصل از این تلقی، صرفاً به همین‌ مخالفت‌ها ختم نمی‌شود، بلکه این تلقی به‌قدری شدید و تأثیرگذار بوده است که حتی بسیاری از مدعیان علم دینی که حتی در آثار خود تلقی‌ پوزیتیویستی را مانعی جدی بر مسیر تحقق علم دینی قلمداد کرده‌اند،۳ دیدگاه‌هایی مطرح نموده‌اند که ناخودآگاه بر اساس مبانی معرفت‌شناختی همین تلقی‌، شکل گرفته و از این‌رو، بسیاری از اشکال‌های وارد بر این تلقی‌ بر این دیدگاه‌ها نیز وارد است.۴ تا زمانی که بحث از «امکان علم دینی» که مستلزم کاوشی جدی در مبانی فلسفی و معرفت‌شناختی علم است به سرانجام نرسد، معنای دقیق و عمیقی از اسلامی‌سازی علوم انسانی نیز در کار نخواهد بود و به تبع، با لغزش‌های متعددی روبه‌رو خواهیم شد و فضای عمومی جامعه، این لغزش‌ها، سطحی‌نگری‌ها و تعصب‌ورزی‌ها را در باب علم، مصادیقی از علم دینی خواهد پنداشت.

با توجه به اینکه تعبیر «علم دینی» ترکیبی از دو واژه «علم» و «دین» است، طبیعتاً مبانی معرفتی بحث را می‌توان به دو دسته مبانی علم‌شناختی و مبانی دین‌شناختی تقسیم کرد، از این‌رو، بحث در دو محور می‌یابد.

محور اول: شرایط علم‌شناختی امکان علم دینی

مقصود از «علم» در بحث حاضر، «رشته علمی» (discipline) و به تعبیر دقیق‌تر، مجموعه گزاره‌های منسجمی است که وحدت خاصی با یکدیگر پیدا کرده و حوزه دانش خاصی را پدید آورده‌اند. تحولات معرفتی پس از رنسانس در غرب، تلقی خاصی را از علم شکل داده که پوزیتیویسم، ثمره طبیعی آن بوده است. چنان‌که گفته شد این تلقی مهم‌ترین مانع معرفتی پذیرش امکان علم دینی است. اهم ابعاد این تحول آن بوده است که: ۱٫ هویت علم و معرفت در گروی بهره‌مندی از روش تجربی قرار گرفته؛ ۲٫ ارزش‌ها کاملاً خارج از حوزه علم و معرفت دانسته شده است. این دو مطلب که مشخصاً با ظهور کانت در فلسفه غرب مستقر گردید،

جهت دانلود متن کامل مقاله امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی کلیک نمایید





نوع مطلب :
برچسب ها : امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی، مقاله امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی، تحقیق امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی، مقاله در مورد امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی، تحقیق در مورد امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی،
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نگار موسوی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :