تبلیغات
مقالات فارسی
مقالات فارسی
مقاله امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی  شامل 31صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

از آنجا که برخی از مبانی حاکم بر علوم جدید با مبانی معرفتی اسلامی تعارض دارد، ورود علوم جدید،‌ به ویژه علوم انسانی به کشور ما، از ابتدا چالش‌هایی را به همراه آورد.. عده‌ای راهکار را در تولید «علم دینی» معرفی کردند. از این رو، مهم‌ترین سؤال این است که «علم دینی» به چه معنا و تحت چه شرایطی ممکن است؟

مبانی معرفتی امکان علم دینی، به دو دسته مبانی علم‌شناختی و مبانی دین‌شناختی تقسیم می‌شود. در محور اول، سه چالش وجود دارد: یکی، اینکه هویت علم و معرفت در گروی بهره‌مندی از روش تجربی قرار گرفته است. دوم، اینکه ارزش‌ها کاملاً خارج از حوزه علم و معرفت دانسته شده و سوم، اینکه هرگونه ورود معرفتی پیش‌فرض‌ها به عرصه علم نفی شده است. در محور دوم، مهم‌ترین چالش، تبیین معرفت‌زا بودن گزاره‌های موجود در متون دینی است. با پذیرش این امر، قلمروی دین با علم تداخل جدی دارد. از این‌رو، علم دینی نه‌تنها ممکن است، بلکه اساساً علم نمی‌تواند به گزاره‌های دینی بی‌اعتنا باشد. از این‌رو، مفهوم «علم دینی»، نه از حیث «علم» بودن و نه از حیث «دینی» بودن به هیچ تناقض و نابسامانی‌ای مبتلا نمی‌باشد.

کلیدواژه‌ها: علم، دین، علم دینی، اسلامی شدن دانشگاه، علوم انسانی و سکولاریسم.

 

مقدمه

از آنجا که برخی از مبانی معرفتی و ارزش‌های حاکم بر علوم جدید تفاوت‌های اساسی با مبانی معرفتی و ارزش‌های اسلامی داشته، ورود علوم جدید به کشور ما از همان ابتدا چالش‌هایی را به همراه آورد و این مسئل، به ویژه در حوزه علوم انسانی مشهودتر بود. مسئله اصلی، ناهمخوانی بسیاری از بحث‌ها، رویکردها، مبانی و ارزش‌های حاکم بر این علوم با معارف و دغدغه‌های اسلامی رایج در جامعه ما بود و همین دغدغه‌ها چند سالی است در قالب بحثی با عنوان «علم دینی»، خود را عرضه کرده است. اما از همان ابتدا این بحث با چالش‌هایی روبه‌رو شد، از جمله: «مگر علم، دینی و غیر دینی دارد؟ علم، علم است و علم دینی به هیچ معنای قابل قبولی امکان ندارد». بدین ترتیب، به نظر می‌رسد اولین و مهم‌ترین گام در بحث علم دینی آن است که: «علم دینی» به کدام معنا و تحت چه شرایطی ممکن است؟

بحث از امکان علم دینی فقط یک رویکرد دفاعی در برابر شبهات و مخالفت‌ها نیست، بلکه از جهت دیگری نیز اهمیت دارد. اگر به قاعده «تلازم حد و برهان» توجه کنیم،۱ برهان ما بر اثبات امکان علم دینی، در تعیین مراد از علم دینی نیز بسیار مؤثر خواهد بود، به ویژه با توجه به معانی مختلفی که از این مطلب اراده می‌شود، نه تنها محصولات کاملاً متفاوتی به عنوان علم دینی پدید خواهد آمد، بلکه بر اساس هر معنا، برنامه‌ریزی‌های علمی نیز سمت وسوی خاصی پیدا می‌کند.

جهت سومی که ضرورت این بحث را نشان می‌دهد، این است که سیطره علوم مدرن بر فضای رسمی اغلب مراکز علمی کشور، درک و تلقی خاصی از مفهوم علم را با خود به همراه داشته که این تلقی ناخودآگاه بسیاری از بحث‌ها را به بیراهه می‌برد. این تلقی که می‌توان آن را تلقی پوزیتیویستی (یا حداکثر، تلقی پوپری) از علم نام نهاد، عمدتاً در آرای کانت، فیلسوف آلمانی، ریشه دارد. بر اساس این تلقی، علم دینی و اسلامی‌سازی علوم انسانی هیچ معنای موجهی ندارد و هدف از آن فقط «تسویه حساب سیاسی با دانش و دانشگاه»۲ است. اما اشکال‌های حاصل از این تلقی، صرفاً به همین‌ مخالفت‌ها ختم نمی‌شود، بلکه این تلقی به‌قدری شدید و تأثیرگذار بوده است که حتی بسیاری از مدعیان علم دینی که حتی در آثار خود تلقی‌ پوزیتیویستی را مانعی جدی بر مسیر تحقق علم دینی قلمداد کرده‌اند،۳ دیدگاه‌هایی مطرح نموده‌اند که ناخودآگاه بر اساس مبانی معرفت‌شناختی همین تلقی‌، شکل گرفته و از این‌رو، بسیاری از اشکال‌های وارد بر این تلقی‌ بر این دیدگاه‌ها نیز وارد است.۴ تا زمانی که بحث از «امکان علم دینی» که مستلزم کاوشی جدی در مبانی فلسفی و معرفت‌شناختی علم است به سرانجام نرسد، معنای دقیق و عمیقی از اسلامی‌سازی علوم انسانی نیز در کار نخواهد بود و به تبع، با لغزش‌های متعددی روبه‌رو خواهیم شد و فضای عمومی جامعه، این لغزش‌ها، سطحی‌نگری‌ها و تعصب‌ورزی‌ها را در باب علم، مصادیقی از علم دینی خواهد پنداشت.

با توجه به اینکه تعبیر «علم دینی» ترکیبی از دو واژه «علم» و «دین» است، طبیعتاً مبانی معرفتی بحث را می‌توان به دو دسته مبانی علم‌شناختی و مبانی دین‌شناختی تقسیم کرد، از این‌رو، بحث در دو محور می‌یابد.

محور اول: شرایط علم‌شناختی امکان علم دینی

مقصود از «علم» در بحث حاضر، «رشته علمی» (discipline) و به تعبیر دقیق‌تر، مجموعه گزاره‌های منسجمی است که وحدت خاصی با یکدیگر پیدا کرده و حوزه دانش خاصی را پدید آورده‌اند. تحولات معرفتی پس از رنسانس در غرب، تلقی خاصی را از علم شکل داده که پوزیتیویسم، ثمره طبیعی آن بوده است. چنان‌که گفته شد این تلقی مهم‌ترین مانع معرفتی پذیرش امکان علم دینی است. اهم ابعاد این تحول آن بوده است که: ۱٫ هویت علم و معرفت در گروی بهره‌مندی از روش تجربی قرار گرفته؛ ۲٫ ارزش‌ها کاملاً خارج از حوزه علم و معرفت دانسته شده است. این دو مطلب که مشخصاً با ظهور کانت در فلسفه غرب مستقر گردید،

جهت دانلود متن کامل مقاله امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی کلیک نمایید





نوع مطلب :
برچسب ها : امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی، مقاله امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی، تحقیق امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی، مقاله در مورد امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی، تحقیق در مورد امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی،
لینک های مرتبط :

مقاله ایده و مفهوم ساختارگرایی با بررسی آرای سوسور و لِوی استروس شامل 27صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  ایده و مفهوم ساختارگرایی با بررسی آرای سوسور و لِوی استروس می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

ساختارگرایی در حوزة مطالعات اجتماعی یکی از گرایش‌های نظری پیچیده و با نفوذ است. بسیاری از متفکران مهم جامعه‌شناسی از مارکس. دورکیم، بوردیو، گیدنز و بسیاری دیگر از نظریه‌پردازان، دغدغه و دلمشغولی اصلی شان درگیری با ساختارگرایی و تلاش برای بسط این جریان فکری و یا رهایی از آن بوده است. هدف این نوشتار، مشارکت در ابهام‌زدایی از این جریان با نفوذ فکری و پرداختن به پاره‌ای از اصول نظری آن با ارجاع به آرای تنی چند از مهم‌ترین متفکران کلاسیک آن، یعنی سوسور، لِوی استروس، بارت، آلتوسر و لاکان است. مسئله اساسی در بحث، ساختارگرایی، بحث از سوژة انسانی و تقدم ساختار بر عاملیت است. نقطه مشترک همة نحله‌های ساختارگرایی از جمله زبان‌شناسی، انسان‌شناسی، اسطوره‌شناسی و مارکسیسم ساختاری، نفی سوژة انسانی و اصالت‌دادن به ساختار به جای عاملیت است. اما به لحاظ روش‌شناسی این جریان فکری، پیشاپیش بر اصول و مقدماتی استوار است که بدون پذیرفتن و به کار بستن آن در مطالعات، نمی‌توان به نتایج ساختارگرایانه دست‌یافت. بخش‌های مهم این اصول، با ارجاع به آرای دو تن از مهم‌ترین متفکران آن، یعنی سوسور و لِوی استروس، در نوشتار حاضر بررسی شده است.

کلید واژه‌ها: ساختار، ساختارگرایی، سوژه، عاملیت‌ انسانی، زبان‌شناسی، انسان‌شناسی، زبان و گفتار.

 

درآمد

آنچه امروزه «ساختار‌گرایی» نامیده می‌شود، زمانی پدید آمد که انسان‌شناسان، منتقدان ادبی و دیگران دریافتند که زبان‌شناسی می‌تواند برای توجیه روش کارشان کمک مؤثری باشد. اما زمانی که آنان زبان‌شناسی را الگوی کار خود قراردادند، به این نکته پی‌بردند آنچه را که سوسور بدان پرداخته و مطرح کرده، تحت یک طرح کلان‌تر نظریی می‌گنجد که آنان از آن به‌عنوان «ساختارگرایی» یاد کردند. ساختارگرایی در نزد آنان چیزی بود که دستِ کم با دو جریان فکری دیگر تفاوت اساسی داشت: پدیدارشناسی ذهنیت‌گرا و سوژه محور و کنش‌گرایی فردگرایانه. بدین ترتیب، آنان با قرار دادن اصول فکری سوسور در طرح کلان ساختارگرایی، خط تمایزی میان خود و جریان‌های نظری موازی کشیدند.

سوسور گرچه آشکارا ساختارگرایی را بر زبان جاری ساخت، اما با تمرکز بر اهمیت رابطه‌ها و نظامی که بر مبنای آن شکل می‌گیرد، آنچه را که به صورت زمزمه‌های خاموش، دغدغه‌های ضمنی و مکنون در درون نظریات متفکران پیشین نهفته بود، صراحت بخشید. بدین ترتیب، آنچه را که سوسور تدوین کرده بود، به نحله‌ای نظری بدل شد و در ادامه، از درون این نحله شاخه‌های سر برکشید که بسیاری از رشته‌های علوم انسانی را تحت تاثیر قرار داد به گونه‌ای که دلمشغولی اصلی متفکران یا گام‌زدن در بستر نظری ساختارگرایی شد یا اینکه تلاش کردند به هر نحو ممکن خود را از زیر این چتر فراگستر بیرون کشیده و هویت متمایز و مستقلی برای خود بتراشند.

اما ساختارگرایی چیست؟ و آنچه ساختارگرایی نامیده می‌شود با چه اصولی سروکار دارد؟ مقدم بر طرح دستگاه‌های نظریی که در درون این نحله شکل‌گرفته است، لازم است مرور اجمالی بر مفهوم و مراد از ساختارگرایی ارائه شود.

ساختار اجتماعی، روابط اجتماعی و عناصر اجتماعی

برای فهم ساختارگرایی راه‌های مختلفی وجود دارد. بهترین راه، بررسی عناصری است که این دستگاه نظری در بنیاد خویش با ترکیب آنها قوام یافته است. این عناصر عبارتند از: «ساختار اجتماعی»، «روابط اجتماعی» و «عناصر اجتماعی». از نظر استروس، اصل پایه‌ای برای درک مفهوم ساختار اجتماعی آن است که ساختار اجتماعی «نه به واقعیت تجربی، بلکه به الگوهای ساخته شده بر اساس آن واقعیت مربوط می‌شود».۱ بنابراین، ساختار اجتماعی با اصل واقعیت سروکار ندارد، بلکه با سطح انتزاعی از واقعیت در ارتباط است. درحالی که، «روابط اجتماعی» امر واقعی و انضمامی است و «مادة اولیه‌ای است که برای ساختن الگوهایی به‌کار می‌رود که خود ساختار اجتماعی را ظاهر می‌سازند».۲ ضِلع سوم ساختارگرایی را «عناصر اجتماعی» تشکیل می‌دهد. در واقع عناصر اجتماعی انضمامی‌ترین و در عین‌حال، کم اهمیت‌ترین ضلع ساختارگرایی به شمار می‌رود. عناصر اجتماعی امری است که همواره در خدمت ساختار و روابط اجتماعی قرار دارد و صرفاً به عنوان تکیه‌گاه روابط اجتماعی عمل می‌کند.

بنابراین،‌ نخستین نکتة اساسی این است که ساختار اجتماعی با روابط اجتماعی مترادف نیست و ساختار اجتماعی را به‌هیچ رو نمی‌توان بر مجموعة روابط اجتماعیِ قابل مشاهده در یک جامعة مشخص منطبق ساخت. ساختار امری فراتر از روابط است؛ زیرا روابط چیزی است که میان دو عنصر ساختاری رابطه برقرار می‌کند. در حالی که، ساختار هم خود عناصر و هم روابط میان عناصر را در بر می‌گیرد. ساختار هرچند از مجموعة روابط به دست می‌آید، اما در نهایت قابل فروکاستن به روابط نیست. روابط همواره در درون ساختار شکل‌ می‌گیرد و بر مبنای الگویی که ساختار ارائه می‌کند، سمت و سوی خویش را معین می‌کند.

جهت دانلود متن کامل مقاله ایده و مفهوم ساختارگرایی با بررسی آرای سوسور و لِوی استروس کلیک نمایید




نوع مطلب :
برچسب ها : ایده و مفهوم ساختارگرایی با بررسی آرای سوسور و لِوی استروس، مقاله ایده و مفهوم ساختارگرایی با بررسی آرای سوسور و لِوی استروس، تحقیق ایده و مفهوم ساختارگرایی با بررسی آرای سوسور و لِوی استروس، مقاله در مورد ایده و مفهوم ساختارگرایی با بررسی آرای سوسور و لِوی استروس، تحقیق در مورد ایده و مفهوم ساختارگرایی با بررسی آرای سوسور و لِوی استروس،
لینک های مرتبط :

مقاله بررسی کارآمدی نظریه کارکرد گرایی شامل 30صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  بررسی کارآمدی نظریه کارکرد گرایی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

این مقاله تلاشی است برای احراز ناکارآمدی نظریة کارکردگرایی به مثابه یکی از نظریات رایج در جامعه‌شناسی. راز ناکارآمدی نظریة کارکردگرایی به ریشه‌های فرهنگی آن بر می‌گردد. کارکردگرایی محصول علم مدرن بوده و متناسب با فرهنگ سودمندگرایی طبقة بورژوا در آمریکا شکل گرفته و در ابتدا تأمین کننده منافع آن طبقه بوده است. این رویکرد نظری دارای پیش‌فرض‌های هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی، انسان‌شناسی و روش‌شناسی مختص به خود است. به دلیل تغایر این پیش‌فرض‌ها با فرهنگ جامعه اسلامی، کارکردگرایی معهود نمی‌تواند مسایل این سنخ جوامع را به خوبی تبیین نماید، مگر اینکه بنیان‌های فرهنگی آن جوامع را با خود همسو نماید و آن را بومی سازد.

کلید واژه‌ها: کارکرد، ساخت، نظام، کار آمدی، تبیین، نظریه، سودمندی.

 

پیش درآمد

کارکردگرایی از جمله نظریات عمدة جامعه‌شناسی است، به‌گونه‌ای که از اواخر دهه ۱۹۳۰ تا اوایل دهه۱۹۶۰ جامعه‌شناسی در آمریکا از طریق کارکردگرایی معرفی می‌شد. این نظریه در حوزه‌های گوناگون جامعه‌شناسی به وسیله کاربران مختلف به کار بسته می‌شود و در پس‌زمینة تئوریک غالب نظریات جامعه‌شناختی، نشانه‌هایی از آن را می‌توان مشاهده نمود. کارکردگرایی از جهات متعدد قابل نقد و بررسی است، ولی مسئله این نوشتار توجه به تعارض عمیق بستر شکل‌گیری کارکردگرایی با زمینه کاربَرِیی آن در تبیین مسایل اجتماعی متفاوت با آن بستر است؛ یعنی کارکردگرایی در متن شرایط تاریخی، اجتماعی و فرهنگی غرب متولد شد، ولی مراکز علمی و پژوهشی ما نیز از این نظریه به مثابة نظریة عام در تحلیل مسایل اجتماعی بهره می‌جویند و به دانش‌پژوهان جامعه‌شناسی آموزش داده می‌شود. بنابراین، پرسش این است که آیا کارکردگرایی با توجه به زمینه‌های شکل‌گیری آن، از کارآمدی لازم در تبیین مسایل اجتماعی جوامع ما برخوردار است یا نه؟ به بیان دیگر، آیا بستر شکل‌گیری کارکردگرایی با عمومیت و فرافرهنگی بودن آن در تعارض است یا نه؟

این مقال، در عین پذیرش اصل تحلیل کارکردی، مدعی است کارکردگرایی رایج، حامل شرایط فرهنگی و اجتماعی زادگاه خاص خودش است که کارآمدی آن را در جوامع، که از حیث فرهنگی و اجتماعی با آن متفاوت‌اند، با اشکال جدی مواجه نموده و این نظریه نیازمند بازسازی است. برای اثبات این مدعا نظام مفهومی، زیرساخت و انتقادات کارکردگرایی بررسی می‌شود.

۱٫ معرفی کارکردگرایی

دستگاه مفهومی کارکردگرایی

الف. کارکرد: محوری‌ترین مفهوم در کارکردگرایی واژه «کارکرد» است. کارکرد، معادل واژه (Function) دارای استعمالات گوناگون است، به گونه‌ای که دست‌یابی به معنای دقیق کارکرد تنها از طریق قرار دادن آن در نظام معنایی سخن میسور می‌گردد. چنانچه این اصطلاح در ریاضی به معنی «تابع»، در زیست‌شناسی به معنی «فعالیت» یا «منشأ چیزی بودن»، در نظام اداری به معنی خدمت، وظیفه، کار، مجموعه تکالیف، پایگاه، مقام، شغل و حرفه، و در تبیین علِّی امور به معنی اثر و نقش به‌کار می‌رود. در ادبیات علوم اجتماعی کارکرد به معانی مختلف استعمال شده است: اثر و نقش،۱ وظیفه، معلول، عمل، فایده، انگیزه، غایت، نیت، نیاز، نتیجه و حاصل از جملة این کاربردهاست. اگرچه در اکثر موارد، این معانی مکمل یکدیگرند، اما در زمینه‌های مختلف معانی آنها متفاوتند.۲ علی‌رغم تعدد استعمال کارکرد، عام‌ترین معنای آن در جامعه‌شناسی نتیجه و اثر است که انطباق یا سازگاری یک ساختار معین یا اجزای آن را با شرایط لازم محیط، فراهم می‌نماید.۳ بنابراین، معنای کارکرد در منطق کارکردگرایی، اثر یا پیامدی است که یک پدیده در ‌ثبات، بقاء و انسجام نظام اجتماعی دارد. این معنا از همان دو معنای ریاضی و زیستی مشتق گردیده و حاوی مفاهیم کل، جزء و رابطه است.

پیش از مرتن، کارکرد فقط به کارکردهایی مثبت و آشکار اطلاق می‌شد. اما وی این تلقی را تغییر داد و کارکرد را به کارکردهای مثبت، منفی و خنثی و نیز آشکار و پنهان تقسیم نمود. از نظر مرتن، کارکرد مثبت آن کارکردهایی هستند که یک نهاد به نفع نهاد‌های دیگر انجام می‌دهد. کارکرد منفی به پیامدهای سوء‌ یک نهاد نسبت به نهادهای دیگر اطلاق می‌شود. کارکردهای خنثی بیانگر آن دسته پیامدهای است که ایجاباً و سلباً نسبت به نهادهای دیگر فاقد اثر و خاصیت‌اند.۴ مقصود از کارکردهای آشکار آنهایی است که با قصد قبلی انجام می‌گیرند. در حالی‌که، کارکردهای پنهان یا غیرمقصود، آن دسته از کارکردهایی است که جزء لوازم علّی و معلولی یک نهاد و از مقتضیات ذاتی آن محسوب می‌شود. قطع نظر از اینکه بانیان نهاد به آن واقف باشند یا نباشند و یا مطلوب آنها نباشند.۵ اگرچه اصطلاحات جدید مرتن در حل برخی مشکلات کارکردگرایی بی‌اثر نبوده، ولی به نظر گولدنر و برخی دیگر، مفاهیم مرتن با زیر بنای کارکردگرایی مرتبط نیست؛ زیرا مدت‌ها پس از شکل‌گیری این نظریه مطرح و به آن تحمیل شده است.۶

ب. ساختواژه «ساخت» مرادف «structure» از ریشه لاتین «struere» یعنی ساختن، از قرن پانزدهم وارد زبان انگلیسی شد. در فرهنگ علوم اجتماعی معنی اصلی واژه «ساخت» الگویی است که در میان اجزاء و عناصر آن وجود دارد. ساخت اجتماعی نیز به معنی الگوی اجزای جامعه است.۷ به همین دلیل، همراه با واژه‌هایی مانند «الگو»، «نظام»، «مجموعه»، «نهاد»، «سازمان» و غیره به کار می‌رود. وجه مشترک همة این معانی برخورداری از «نظم»، «عقلانیت»، «قانون»، «هدف‌مندی» و «کارکرد» است.۸ «ساخت اجتماعی» به مثابه راهی برای توصیف سازمان زندگی اجتماعی و در ادبیات عالمان علوم اجتماعی، ساخت به سه معنای «نهادی»، «تجسدی» و «رابطه‌ای» به کار رفته که هر سه ابعاد یک واقعیت را بازنمایی می‌کنند.

جهت دانلود متن کامل مقاله بررسی کارآمدی نظریه کارکرد گرایی کلیک نمایید





نوع مطلب :
برچسب ها : بررسی کارآمدی نظریه کارکرد گرایی، مقاله بررسی کارآمدی نظریه کارکرد گرایی، تحقیق بررسی کارآمدی نظریه کارکرد گرایی، مقاله در مورد بررسی کارآمدی نظریه کارکرد گرایی، تحقیق در مورد بررسی کارآمدی نظریه کارکرد گرایی،
لینک های مرتبط :

مقاله بررسی نظریه و بنیادهای نظری مارکسیسم ساختاری لویی آلتوسر شامل 22صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  بررسی نظریه و بنیادهای نظری مارکسیسم ساختاری لویی آلتوسر می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

مارکسیسم ساختاری آلتوسر در واکنش به دو تفسیر از مارکس، و بازخوانی او بسط یافته است. آلتوسر نخست در برابر رهیافت‌ مارکسیسم ارتدکس ایستاد و از آن انتقاد کرد؛ دومین رهیافت مورد انتقاد آلتوسر، مارکسیسم هگلی و حلقة فرانکفورت است. او تلاش کرد نظریة مارکسیستی را هم از جبرگرایی اقتصادی و هم از رهیافت انسان‌گرایانة لوکاچ و حلقة فرانکفورت برحذر دارد. تلاش‌های آلتوسر برای فرار از تقلیل‌گرایی نظریة مارکسیستی، تا حدودی موفقیت‌آمیز بود؛ اما چرخش آلتوسر بیشتر درون‌پاردایمی بود و از نظر ماهوی نظریة مارکسیستی را از محدودیت‌های بنیادی در عرصه‌های هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی، انسان‌شناسی و روش‌شناسی نجات نداده است. در این نوشتار، برآنیم تا نظریه و بنیادهای نظری نظریة اجتماعی آلتوسر را ارزیابی کنیم و کج‌تابی‌های اساسی آن را برملا سازیم.

کلید واژه‌ها: لویی آلتوسر، نظریه، بنیادهای نظری، مارکسیسم، مارکسیسم ساختاری، مارکسیسم ارتدکس.

 

مقدمه

مارکسیسم یک جهت‌گیری فلسفی، جامعه‌شناختی و سیاسی است که تأثیر زیادی بر جریان‌های فکری و سیاسی در جهان گذاشته است. این جهت‌گیری فکری و سیاسی، با محوریت اندیشة مارکس هنوز یک جریان فکری بسیار تأثیرگذار است. مارکس آثار زیادی از خود بر جای گذاشته که موجب برداشت‌ها و تفسیرهای متفاوتی شده است. منشأ این برداشت‌های متفاوت، تا حدود زیادی آثار خود مارکس است؛ زیرا او در طول حیاتش یک موضع‌ فکری ثابت نداشته است. نخستین برداشت که به جبرگرایان اقتصادی و مارکسیسم ارتدکس مشهور است، اقتصاد را تعیین‌کننده و زیربنای سایر روساخت‌ها می‌دانند. رگه‌های از این برداشت را می‌توان ‌در آثار متأخر مارکس یافت. در برابر این برداشت، واکنش‌های زیادی شکل گرفت. یکی از این واکنش‌های جدی مربوط به لوکاچ، گرامشی و مکتب فرانکفورت است. آثار اولیة مارکس، به ویژه دست‌نوشته‌های سیاسی‌ ـ اقتصادی او، در این طیف قرار می‌گیرند. رهیافت دیگری که بسیار مهم است و در مقابل دو رهیافت مزبور قرار دارد، مارکسیسم ساختاری لویی آلتوسر است که هم بر تفسیر هگلی از مارکس انتقاد داشت و هم از مارکسیسم ارتدکس ناخرسند بود. لویی آلتوسر رهیافت بسیار متفاوتی را از خوانش مجدد سرمایه به دست داده است. در این نوشتار تلاش می‌شود ابعاد و محورهای مختلف اندیشه آلتوسر بررسی شود. این موضوع در سه بخش ۱٫ زندگی و ریشه‌های فکری؛ ۲٫ مبانی نظری اندیشه ۳٫ نظریة جامعه‌شناسی دنبال می‌شود.

 

زندگی و ریشه‌های فکری

۱٫ زندگی

آلتوسر در الجزایر متولد شد و بعدها (در ۱۹۳۰) با والدین خود به فرانسه رفت. او کاتولیکی متعصب بود که یک جنبش دانشجویی مسیحی را پایه‌گذاری، و فعالیت‌های دینی پیشه کرد. در سپتامبر ۱۹۳۹ در آزمون ورودی مدرسة معتبر اکول نرمال سوپریور در پاریس پذیرفته شد؛ آموزشگاهی‌ که در آن استادان بزرگی تدریس می‌کردند. موقعیت آموزش او شایستة یک متفکر مهم فرانسوی است؛ زیرا تحصیلاتش را در مؤسسات دانشگاهی معتبر پاریس و با کسب تعالیم وسیع فلسفی که زمینة معلومات او را تشکیل می‌دادند به پایان رساند. آلتوسر در بیشتر عمر خود از چهره‌های برجستة روشنفکری حزب کمونیست فرانسه و نیز یکی از شخصیت‌های دانشگاهی سرشناس پاریس بود. تأثیر افکار او در آخرین سال‌های دهة ۱۹۶۰ که دانشجویان تندرو و اتحادیه‌های کارگری فعال فرانسه در کانون فعالیت‌های سیاستی آن کشور بودند، به اوج رسید. آلتوسر با وجود هوش سرشار خود، نه تنها مستعد ابتلا به افسردگی بود، بلکه از نظر ذهنی وضع بی‌ثباتی داشت. او در سال ۱۹۸۰ همسر خود را کشت و به زندان فرستاده شد. یادداشت‌های روزانه‌اش فاش می‌کند که اعتماد به نفس ضعیفی داشت و نگران بود ناگهان «فاش شود» که آثار او پوچ است و به منزلة یک روشنفکر «تقلبی» مطرح شود.

۲٫ ریشه‌های فکری

الف) هگل و مارکس

یکی از مفاهیم محوری مورد تأکید هگل، دیالیکتیک بود. در فلسفة ذهن هگل، تاریخ تفکر از طریق تکوین پیوستة یک مفهوم و تبدیل آن به ضد خود،‌ و سپس تبدیل آن به شکلی والاتر که این دو متضاد را وحدت می‌بخشد، پیش می‌رود. دیالیکتیک، نظری است که می‌گوید جهان نه از ساختارهای ایستا، بلکه از فراگردها، روابط، پویایی‌ها و کشمکش‌ها ساخته شده است. از نظر مارکس، هگل با این درک از دیالکتیک، قوانین جدیدی برای پیشرفت تاریخی کشف کرد؛ اما به اشتباه این قوانین را بر تاریخ تفکر اعمال کرد.

جهت دانلود متن کامل مقاله بررسی نظریه و بنیادهای نظری مارکسیسم ساختاری لویی آلتوسر کلیک نمایید




نوع مطلب :
برچسب ها : بررسی نظریه و بنیادهای نظری مارکسیسم ساختاری لویی آلتوسر، مقاله بررسی نظریه و بنیادهای نظری مارکسیسم ساختاری لویی آلتوسر، تحقیق بررسی نظریه و بنیادهای نظری مارکسیسم ساختاری لویی آلتوسر، مقاله در مورد بررسی نظریه و بنیادهای نظری مارکسیسم ساختاری لویی آلتوسر، تحقیق در مورد بررسی نظریه و بنیادهای نظری مارکسیسم ساختاری لویی آلتوسر،
لینک های مرتبط :

مقاله بنیادهای علوم انسانی از دیدگاه دیلتای و ملاصدرا  شامل 33صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   بنیادهای علوم انسانی از دیدگاه دیلتای و ملاصدرا می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

بی‌شک دیلتای نقش مهمی در نظریات مربوط به علوم انسانی دارد. این نقش را باید در نوع ملاحظه استقلالی در مورد علوم انسانی جست‌وجو کرد. وی، علی‌رغم تأثر از نظریات شخصیت‌های گوناگونی که بسیاری از آنها علوم انسانی را مستقل از علوم طبیعی نمی‌دانستند، به استقلال علوم انسانی و تمایز سه گانه آن از جهت موضوع، ‌غایت و روش معتقد است. از این‌رو، سعی نموده به صورت عملی ویژگی علوم انسانی در هر سه جهت نامبرده را تبیین نماید.

کمبود منابع در زبان فارسی در مورد دیدگاه‌های دیلتای در این زمینه، موجب شد تا این مقاله به تبیین دیدگاه‌های وی بپردازد. هدف اصلی نگارنده، کشف بنیادهای فکری دیلتای، به خصوص در منبع مهم «مقدمه بر علوم انسانی»، که اخیرا به زبان فارسی ترجمه شده و مقایسه آن با فیلسوف بزرگ مسلمان ملاصدرای شیرازی است. این مقایسه نشان می‌دهد که اگرچه علوم انسانی به معنای امروزین آن مرکز توجه اندیشمندانی چون ملاصدرا نیست، ولی دیدگاه‌های دیلتای به نوعی نقد مابعدالطبیعه ارسطویی و قرون وسطایی استوار است. البته این نقد بر مابعدالطبیعه صدرایی وارد نیست. توجه به مبانی فکری صدرایی بر اساس این نقد، می‌تواند مدخلی برای صدراییان در خصوص تبیینی متفاوت از علوم انسانی به حساب آید.

کلید واژه‌ها: علوم انسانی، دیلتای، ملاصدرا، مبانی علوم انسانی، مابعد الطبیعه.


 

مقدمه

ویلهلم دیلتای،۱ فیلسوفی آلمانی است (۱۸۳۳-۱۹۱۱م) که با مبنای هرمنوتیکی و گشودن مباحث تاریخی، نظریة مهمی در خصوص علوم انسانی و ایجاد معرفت‌شناسی مستقل در این علوم مطرح نموده است. البته اکثر آثار او در زمینه معرفت‌شناسی بالاخص اثر او به نام «مقدمه بر مطالعه علوم انسانی» ناتمام مانده‌اند.۲ او معتقد است تمام رشته‌ها یا نظام‌های علمی، که واقعیت اجتماعی ـ تاریخی یا به عبارتی جامعه را موضوع تحقیق خود قرار داده‌اند، ذیل عنوان «علوم انسانی» قرار گرفته‌اند.۳ از نگاه وی، جریان حوادث در جامعه رابطه‌ای دو طرفه و متقابل با افراد جامعه دارد. به همین دلیل در بررسی هر یک از اجزای تشکیل دهنده جامعه، باید تاریخ آن را نیز مورد مطالعه قرار داد.۴ به هر حال، او فصل مستقلی را به بیان ادله خویش در خصوص استقلال علوم انسانی اختصاص داده۵ و در عین حال، به ارتباط و نسبت این علوم با علوم طبیعی نیز معتقد است.۶

از نظر وی، مقصود از «علم» مجموعه‌ای از قضایا (نوعی ترکیب از امور واقع ذهنی) است که سه ویژگی داشته باشند: اولاً، مفاهیم آن به نحو کامل تعریف شده، ثانیاً ارتباط این مفاهیم با یکدیگر به درستی تدارک شده و ثالثاً این مفاهیم یک کل به هم پیوسته را تشکیل می‌دهند.۷ از نظر وی آنچه در مفهوم علم مندرج است، عموماً به دو بخش فرعی تقسیم می‌شود که یکی از آن دو، در زمان دیلتای «علوم طبیعی» نام داشته و دیگری، نام مشخصی نداشته است. به همین دلیل، دیلتای از آن تعبیر به (Geisteswissenschaften) نموده است. در این تعبیر، (Geist) به معنای «روح» و واژه (wissen) به معنای «علم» و واژه (schaft)، به معنای «کاربرد» و معنای این عبارت، چیزی شبیه به «علوم روحی» به زبان فارسی و «human science» به زبان انگلیسی است. وی البته در این تعبیر، قائل به نوعی کاستی است که به خاطر آن دارای دلالت تام و کاملی نیست. این کاستی از نظر او، ناشی از آن است که هیچ نظریه‌ای نمی‌تواند خود را صرفاً به روح انسان محدود کند، بلکه باید طبیعت بشری را نیز ملاحظه نماید.۸ اما اصطلاح مورد نظر وی این امتیاز را دارد که نشان می‌دهد علوم انسانی ریشه در عمق و کلیت خودآگاهی انسان دارد؛ چرا که انسان در اموری چون خودآگاهی، حاکمیت اراده، مسئولیت در قبال افعال، اندیشه، مقاومت ارادی و اختیاری در مقابل هر نوع تعدی، از سایر واقعیات موجود در طبیعت متمایز است.۹ وی اصرار دارد که خواننده از این تعبیر، علوم اجتماعی، جامعه‌شناسی، علوم اخلاقی، علوم تاریخی و علوم فرهنگی را برداشت نماید.۱۰

به نظر می‌رسد، موضوع اصالت طبیعت و تلاش پیروان آن برای احاطة پیآمدهای این نظریه بر علوم انسانی، توسط هواداران تحصلی مذهب، مهم‌ترین انگیزه را در دیلتای برای مخالفت با نظر ایشان فراهم کرده است. علوم طبیعی از دیدگاه فیلسوفان تحصلی، از الگویی خاص برخوردار است که تسری آن به علوم انسانی و اجتماعی، موجب می‌شود جامعه‌شناسی و دانش‌های انسانی را تحت عنوان «فیزیک اجتماعی» بدانیم که قواعد و اصول دانش‌های طبیعی مانند فیزیک را در پدیده‌های اجتماعی جاری بداند. بدین ترتیب، قوانین جامعه‌شناسی و قوانین علوم طبیعی از نوعی واحد می‌باشند.

جهت دانلود متن کامل مقاله بنیادهای علوم انسانی از دیدگاه دیلتای و ملاصدرا کلیک نمایید




نوع مطلب :
برچسب ها : بنیادهای علوم انسانی از دیدگاه دیلتای و ملاصدرا، مقاله بنیادهای علوم انسانی از دیدگاه دیلتای و ملاصدرا، تحقیق بنیادهای علوم انسانی از دیدگاه دیلتای و ملاصدرا، مقاله در مورد بنیادهای علوم انسانی از دیدگاه دیلتای و ملاصدرا، تحقیق در مورد بنیادهای علوم انسانی از دیدگاه دیلتای و ملاصدرا،
لینک های مرتبط :

مقاله پژوهشی در الگوی مطالعه سنت‌های اجتماعی در قرآن شامل 31صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  پژوهشی در الگوی مطالعه سنت‌های اجتماعی در قرآن می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

«سنت‌‌ها» دست‌‌کم از چهار حیثِ موضوع، عاملان، آثار، اهداف «اجتماعی» خوانده می‌‌شوند. مطالعه روشمند سنت‌‌ها هم ما را به طرح یک نظریه دینی در جامعه‌شناسی دلگرم می‌‌کند وهم در کنترل جامعه و رخدادهای اجتماعی مدد می‌‌رساند و هم دسترسی به مدینه فاضله دینی را آسان‌تر می‌‌سازد.

روش مطالعه سنت باید هم با تفسیرهای قرآنی همسو باشدو هم با الگوهای روشی متعارف در علوم اجتماعی. کیفی بودن مفاهیم و متغیرهای سنت‌‌، نیازمند بهره‌گیری از روش‌های مطالعه کیفی و نیز غیبی، ماورایی و متکی بودن بر متون دینی، اقتضای روش «تحلیل‌محتوی»، به‌خصوص «تحلیل‌ساختاری» است. در تحلیل‌ساختاری ارائه یک چارچوب انتزاعی ضروری است. از این‌رو برای مطالعه سنت چارچوبی مناسب است که اولاً، حضور خداوند در سلسله علل را توجیه کند و ثانیاً، فعال بودن اراده انسان را نیز مورد توجه قرار دهد، ثالثاً، به رابطة علّی میان دو پدیده توجه کند و رابعاً، میکانیسم‌‌های تحقق سنت را جستجو نماید. همچنین انتزاعی بودن مفاهیم سنت، مفهوم‌‌سازی آنها را ضرورت می‌‌بخشد؛ مفهوم‌‌سازی به معنای تجزیه مفاهیم از سطح انتزاعی به سطح عینی و مشاهده پذیر است. مفهوم‌سازی قرآنی بهترین روش برای مفهوم‌سازی مفاهیم سنت‌ها است.

کلید واژه‌ها: سنت، سنت‌های اجتماعی، سنت‌های الهی، تحلیل محتوی، تحلیل ساختاری، سازوکار علّی

 

مقدمه

قرآن کریم کتاب هدایت است. همه تر و خشک عالم در آن بیان شده است. قرآن در آیات بسیاری سخن از سنت‌‌های پایدار، ثابت و تحویل ناپذیر به میان آورده و مخاطبان خود را به تفکر در سنن الهی دعوت می‌کند تا با این کار، به سمت صلاح و رستگاری هدایت شوند. بحث سنت‌ها در قرآن، پژوهشگران علوم اجتماعی، به‌خصوص محققان جامعه شناسی را به خود دلگرم ساخته است. از این‌‌رو، بسیاری در صدد برآمده‌‌اند تا در حاشیه مباحث قرآنی، سنت‌‌های اجتماعی را بحث نمایند و راه را برای مطالعه دینی هموار سازند. نوشته‌‌ها و تحقیقات فراوانی در این زمینه صورت گرفته است، اما آنچه که در اغلب نوشته‌‌ها جای آن خالی است؛ توجه به مطالعه روشمند سنت‌‌ها است؛ زیرا اغلب آنها صرفاً با روش تفسیری نگاشته شده و به محورهای اجتماعی توجه نکرده است آن دسته از نوشته‌‌ها، که به محورهای اجتماعی سنت توجه کرده اند، از ارائه و طرح روشی که هم با تفسیر قرآن سازگار ‌‌باشد و هم با روش‌های مطرح در علوم اجتماعی قطع رابطه نکند، دریغ و یا غفلت ورزیده‌‌اند. بدین منظور، این مقاله در صدد است که در حد وسع، به خلاء روشی در سنت‌های اجتماعی در قرآن توجه کرده و چارچوبی را برای مطالعه سنت‌‌های اجتماعی در قرآن طرح و جزییات و عناصر آن را بیان نماید.

 

تعریف سنت و سنت اجتماعی

«سنت» در لغت به معنای طریق، سیره و شریعت آمده است.۱ این اصطلاح در علوم گوناگون به معانی مختلفی به کار رفته است. سنت در علم اصول فقه به معنای فعل قول و تقریر یکی از معصومان(ع)،۲‌ و در فقه و برخی احادیث فقهی، سنت یکی از احکام خمسه مرادف استحباب به کار می‌رود.۳ مفسران، سنت را به معنای عادتواره‌‌ (الگوی رفتار پایدار)۴ به کار برده‌اند. سنت در علوم اجتماعی به معنای رفتاری است که همواره وجود داشته و بر اثر ممارست‌های طولانی در افراد ریشه دوانیده باشد.۵‌‌ مفهوم «سنت» در کاربرد دینی و قرآنی‌، ‌به معنای ضوابط موجود در رفتار الهی و روش‌های تدبیر امور عالم از سوی خداوند،۶ و مرادف «دین» و «شریعت» و یا ارادة تشریعی خداوند۷ آمده است. این واژه، در تحقیق پیش‌رو به معنای «قوانین ثابت و لایتغیر حاکم بر پدیده‌ها (طبیعی، اجتماعی و فردی) درعرصه‌های گوناگون تکوین و تشریع» می‌باشد.

«سنت اجتماعی»۸ در اصطلاح جامعه شناختی رفتاری است که بر اثر تکرار فراوان فراهم آمده و به صورت دقیق و معتبر از دیرباز به جا مانده باشد.۹ سنت اجتماعی از منظر قرآنی، گاهی به معنای قوانین جاری‌شده بر همة مردم، چه مؤمنان و چه غیر مؤمنان آمده است.۱۰ گاهی نیز به معنای رفتاری لحاظ شده است که جنبة اجتماعی داشته و در عرصه‌های گوناگون زندگی اجتماعی تاثیرگذار باشد.

جهت دانلود متن کامل مقاله پژوهشی در الگوی مطالعه سنت‌های اجتماعی در قرآن کلیک نمایید





نوع مطلب :
برچسب ها : پژوهشی در الگوی مطالعه سنت‌های اجتماعی در قرآن، مقاله پژوهشی در الگوی مطالعه سنت‌های اجتماعی در قرآن، تحقیق پژوهشی در الگوی مطالعه سنت‌های اجتماعی در قرآن، مقاله در مورد پژوهشی در الگوی مطالعه سنت‌های اجتماعی در قرآن، تحقیق در مورد پژوهشی در الگوی مطالعه سنت‌های اجتماعی در قرآن،
لینک های مرتبط :

مقاله تحلیل قرآنی نظریه پدیدار‌شناسی شوتس شامل 27صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد تحلیل قرآنی نظریه پدیدار‌شناسی شوتس می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

پدیدارشناسی اجتماعی نظریه‌ای نوپدید به شمار می‌آید و در صدد است تا بدون آسیب رساندن به سرچشمه‌های فلسفی خود، اصول پدیدار‌شناسی فلسفی را در مسائل جامعه‌شناختی به کار بندد. خروجی گزاره‌های این نظریه شامل واقعیت اجتماعی، عناصر سازندة جهان حیاتی، روابط مایی، روابط آنهایی، معانی و انگیزه‌ها، کنش اجتماعی و موقعیت‏های بحث‌انگیز است. تحلیل و تجزیة این گزاره‌ها ما را به سوی چهارده گزاره رهنمون می‌سازد که از بین این گزاره‌ها برخی در تطبیق با گزاره‌های قرآنی قرار گرفته‌اند. روش پژوهش تطبیق گزاره‏ای است و سعی شده بدون تحمیل معانی بر آیات، نظر قرآن را دربارة این نظریه به دست آوریم. یافته‏های کلی تحقیق نشان می‏دهد آیات قرآنی، ناظر به اثبات برخی از این گزاره‏ها و رد یا تفصیل برخی دیگر است.

کلید واژگان‌: پدیدار‌شناسی، پدیدارشناسی اجتماعی، جامعه‌شناسی پدیدارشناسی، فنومنولوژی، گزاره‌های قرآنی، سنجش قرآنی.

 

مقدمه

پدیدارشناسی اجتماعی از جمله نظریه‌هایی است که در چند دهة اخیر پا به عرصة وجود نهاده است. جامعه‌شناسی پدیدار‌شناسی در گسترده‌ترین سطح به آن جامعه‌شناسی اطلاق می‌شود که بر پایة فنومنولوژی فلسفی عمل می‌کند. این گونه جامعه‌شناسی می‌کوشد بی آن‌که آسیب چندانی به سرچشمه‌های اصیل‏اش برساند، اصول پدیدار‌شناسی فلسفی را در مسائل جامعه‌شناختی به کار بندد. بنابراین، کارهای فیلسوفانی چون هوسرل،‌ هانری برگسون، فرانتس برنتانو و موریس مرلوپونتی، سرچشمه‌های دور این نظریه و کار شوتس نزدیک‌ترین سرچشمة جامعه‌شناسی پدیدار‌شناسی به شمار می‌آیند.۱ در این کار تحقیقی برآنیم تا نسبت و نظر گزاره‌های قرآنی را در مورد این نظریة جامعه شناختی، واکاوی و بررسی کنیم.

به صورت مشخص‌تر، موضع گزاره‌های قرآنی در مورد پدیدار‌شناسی اجتماعی چیست؟

پاسخ گزاره‌های قرآنی به توصیف، تحلیل‌ها و تبیین‌هایی که این رویکرد در اختیار جامعه‌شناسی قرار می‌دهد چگونه است؟

برای رسیدن به جواب این پرسش ابتدا مفهوم پدیدارشناسی، پدیدارشناسی اجتماعی و تبیینی کلی این نظریه از مسائل اجتماعی، طرح و در ادامه موضع گزاره‌های قرآنی نظر به این ناظریه را بررسی خواهیم کرد.

مفاهیم

پدیدار‌شناسی

دربارة معنا، مفهوم و پیشینة فنومنولوژی گفته‌اند:

در اصطلاح معرفت‌شناسی و فلسفی مقصود از واژة پدیدارشناسی، مکتب و روشی است که توسط ادموند هوسرل (۱۸۵۹ ـ ۱۹۳۸) پایه‌گذاری شده است و در پی پژوهش و آگاهی مستقیم نسبت به تجربیات و مشاهدات است ؛ به عبارت دیگر نسبت به پدیدارهایی است که بی واسطه در تجربة ما ظاهر می‏شوند.

اولین متنی که اصطلاح پدیدارشناسی در آن به کار رفته است ارغنون جدید(۱۷۶۴) اثر یوهان هنر لامبر است. بعضی احتمال داده‌اند که کانت این اصطلاح را تحت تأثیر لامبر به کار برده است. کاربرد این واژه پس از کانت توسط هگل در پدیدارشناسی روح می‌بینیم. هگل به مطالعه و شناسائی سیر روح در تمام طول تاریخ می‏پردازد.۲

پدیدار‌شناسی هوسرل

واژة پدیدار

پدیدار (فنومن)، بخش اول کلمة پدیدار‌شناسی (فنومنولوژی)، واژه‌ای است به معنای آشکار شدن یا ظاهر شدن.۳ فنومن در لغت به معنای نمود یا آن‌چه از یک شیء پدیدار است، به کار می‏رود.۴ معادل انگلیسی آن appear و معادل فارسی آن «نمودن» است. پسوند logy نزد هوسرل به معنای شناخت یا‌شناسی است.۵ نتیجه این‌که پدیدار‌شناسی معادل شناخت نمودنی‌ها یا شناخت آشکارشدنی‌هاست. واژة پدیدار‌شناسی (فنومنولوژی) را هوسرل وضع نکرده است، اما وی کلمة فنومن را به معنایی بی­سابقه و جدید به کار برد. تا زمان کانت، فنومن به معنای شبح، ظاهر و نمود به کار برده می‏شد که برای شناختِ ذات و حقیقت چیزها باید از آن گذر کرد، مگر آنکه همچون فنومنالیست‏هایی امثال هیوم و دیگران بر آن باشیم که دانش ما نمی تواند از حد فنومن (داده‌های حسی) درگذرد. این همان نظریه‌ای است که کانت در نقد عقل محض آن را به دقیق‌ترین وجه بسط می‏دهد. ۶ کانت با طرح «پدیدار» در مقابل «شیء فی نفسه» می‌خواهد بین آن‌چه بی­واسطه تجربه می‏شود و آن‌چه در واقع موجود است اما به تجربه در نمی‏آید، جدایی افکند.

جهت دانلود متن کامل مقاله تحلیل قرآنی نظریه پدیدار‌شناسی شوتس کلیک نمایید





نوع مطلب :
برچسب ها : تحلیل قرآنی نظریه پدیدار‌شناسی شوتس، مقاله تحلیل قرآنی نظریه پدیدار‌شناسی شوتس، تحقیق تحلیل قرآنی نظریه پدیدار‌شناسی شوتس، مقاله در مورد تحلیل قرآنی نظریه پدیدار‌شناسی شوتس، تحقیق در مورد تحلیل قرآنی نظریه پدیدار‌شناسی شوتس،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 6 آبان 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله تزئینات آجری  شامل 31صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  تزئینات آجریمی باشد و دارای منابع معتبر می باشد

تزئینات آجری

آجر قدیمی ترین مصالح ساختمانی مورد استفاده بشر پس از سنگ است.

تاریخ پیدایش نخستین کوره های پخت خشت، برای تهیه آجر و نیز کوره های پخت ظروف گلی، برای فراهم آوردن آوندهای سفالی، با یکدیگر پیوسته است …. خشتهای پخته از هزاره چهارم پیش از میلاد به دست بابلیان ساخته می شده است. آجر خود واژه ای است بابلی و خشتهایی که بر آن فرمانها، منشورها و داده ها قوانین را می نوشتند آجر خوانده می شده است.

کوره های پیدا شده در شوش قدمت استفاده از آجر به عنوان مصالح ساختمانی در ایران را نشان می دهد. ایرانیان باستان نیز از دیرباز با آجر آشنایی داشته و از آن در قسمتهای مختلف ساختمان، اسکلت، قوسها، پوشش سقفها، نماسازی و پوشش کف استفاده می کردند.

بزرگترین و قدیمی ترین اثر معماری آجری پیش از اسلام، معبد چغازنبیل در خوزستان است که به دوران عیلامی تعلق دارد.

این زیگورات پنج طبقه که زوایای آن به سوی جهات اربعه است، نقشهای مربع شکل دارد و ارتفاع آن حدود ۲۵ متر است. چغازنبیل تماماً از خشت خام ساخته شده که باروکار آجری به ضخامت دو متر پوشید شده است و به فاصله هر ده آجر، یک رج از آجرها دارای کتیبه است.

بناهای عظیم دوران هخامنشی و ساسانی عمدتاً از سنگ بوده ولی در آثار دوره اشکانی استفاده از آجر در کوه خواجه سیستان مشاهده می شود. ستونهای مسجد تاری خانه دامغان (قبل از اسلام) نیز نمونه ای از آثار آجری است.

به دلیل کمبود چوب و نیز وجودموریانه در ایران مرکزی که امکان استفاده از چوب را به حداقل می رساند و نیز تبادل حرارتی بالای سنگ، که در اقلیم گرم و سرد چندان قابل استفاده نموده و با توجه به تنوع آب و هوا در ایران، آجر جای خود را به طور وسیع در این سرزمین باز کرد و در سراسر ایران گسترش یافت. پس از اسلام نیز به دلیل تجربه طولانی در استفاده از اجر آثار معماری زیبایی به دست معماران ایرانی و در دورانهای مختلف تاریخ ساخته شد.

دکتر پرویز ورجاوند در مقاله جامع« آجر کاری در معماری ایران دوره اسلامی» ضمن توضیح خصوصیات این مصالح ارزان و در دسترس، ترکیب خاک و جنس و نحوه پخت، انواع کوره های آجرپزی شامل تنوره ای، هوفمن و تونلی، شکل و اندازه و نام آجر ها، شامل مربع، قزاقی ، سلاتی ، ختایی، نظامی، تابه و تخت، گونه های مختلف آجر چینی تزئینی شامل آجر واکوب ، آجر آبمال، آجر پیشبر، آجر مهری، آجر تراش، آجر تزئینی قالبی، تراش، آجر آبساب و آجر قواره بری و همچنین شیوه های مختلف آجر چینی شامل رگ چینی، گل اندازی، گره سازی، گره سازی رنگی، خفته و رفته خوون چینی و مهری را معرفی کرده و سپس به آجر کاری در دورانهای مختلف تاریخی پرداخته و شروع آجر کاری با آجر های تزئینی نقشدار(یا مهری) را در دوران ایلخانی و استفاده از آجر های تزئینی و قالبی و تراش را خاص دوران قاجار دانسته است. در همان مقاله آجر کاری را در دورانهای مختلف تاریخی پس از اسلام به پنج دوره تقریبی تقسیم کرده و سپس به توضیح ویژگی های هر دوره پرداخته و اشاره کرده که این ویژگیها به معنای آن نیست که همه بناهای آجری،در آنها مشترک اند. او ضمن پرداختن به نکات مهم تعدادی از آثار معتبر دوران اشاره کرده که در هر دوره شیوه کار دوران قبلی به یکباره و در همه جا تغییر نیافته است.

با اشاره کوتاهی به این دوران پنج گانه به معرفی آجرکاری در شهرهای مختلف ایران در دوران قاجار و پهلوی اول می پردازیم.

دوران اول، از قرن دوم تا اوایل قرن پنجم(سامانی، غزنوی، آل زیار و آل بویه):

دکتر ورجاوند این دوره را شکل گیری و تکوین نام نهاده است. ویژگی این ودره هماهنگی و وحدت کامل میان تزئینات و کل بنا است. نمونه های مهم این دوره عبارتند از: گنبد قابوس، برجهای لاجیم و رسگت در سواد کوه ، میل رادکان غربی و پیر علمدار دامغان در ایران شرقی (افغانستان)، خراسان بزرگ(بخارا) شمال و مرکز ایران.

در این بناها آجر در کل بنا به صورت ساده مورد استفاده قرار گرفته و در میانه یا بالاترین قسمت آن با کتیبه های آجری، گاه با خط کوفی و گاه با خط پهلوی مواجه می شویم که با مهارت و زیبایی زینت یافته است. نحوه آجر چینی در گنبد قابوس، برج لاجیم ومیل رادکان غربی و پیر علمدار به صورت نیمانیم است و بدنه بنا ساده و تقریبا بدون تزئین بوده و از سادگی و وقار خاصی برخوردار است. نقشه اولی ستاره ای و نقشه بقیه دایره است.

دوران دوم ازآغاز قرن پنجم تا نیمه قرن هفتم(سلجوقیان و خوارزمشاهیان):

 این دوره گسترش و تکامل هنر آجر کاری در ایران محسوب می شود. برجهای خرقان قزوین، مسجد جامع اصفهان، رباط شرف، مناره های خراسان، اصفهان و گنبد سرخ مراغه نمونه ای از بناهای این دوران اند.

جهت دانلود متن کامل مقاله تزئینات آجری کلیک نمایید





نوع مطلب :
برچسب ها : تزئینات آجری، مقاله تزئینات آجری، تحقیق تزئینات آجری، مقاله در مورد تزئینات آجری، تحقیق در مورد تزئینات آجری،
لینک های مرتبط :

مقاله تقابل فرایندهای خودشناختی با «آستانه گذری» شامل 24صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   تقابل فرایندهای خودشناختی با «آستانه گذری»می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

پژوهش حاضر با هدف مقایسه «آستانه گذری» با فرآیند‌های هشیاری که در فعالیت‌های لوب پیشانی، ریشه دارند، و با توجه به نقش جنسیت انجام گرفته است. بدین منظور ۲۶۶ دانشجو علاوه بر مقیاس «آستانه گذری» به پرسشنامه‌های فرایندهای خودشناختی، شامل بهوشیاری، خودشناسی انسجامی و خودمهارگری پاسخ داده‌اند. تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که زنان در «آستانه گذری» نمره‌های بالاتری دارند. همچنین ارتباط فرایندهای خودشناختی با هم مثبت و قوی بوده، اما نمره‌های آزمودنی‌ها در مقیاس «آستانه گذری» با فرایندهای خودشناختی، رابطه منفی دارد. بر پایه این یافته‌ها «آستانه گذری» به عنوان گونه‌ای از هشیاری که در ناحیه گیجگاهی ریشه دارد، با فرایندهای خودشناختی به عنوان هشیاری‌های مرتبط با ناحیه پیشانی، رابطه تقابلی دارند. بالاتر بودن نمره زنان در «آستانه گذری»، توجیهی برای بالاتر بودن گرایش‌های معنوی آنان است.

کلید واژه‌ها: هشیاری، آستانه گذری، فرایندهای خودشناختی، روان‌شناسی دین، جنسیت.


 

مقدمه

هشیاری۱، اصطلاحی فراگیر برای دسته‌ای از ابعاد اصلی تجربه شخصی ماست. هشیاری، عرصه‌ای است برای خودشناسی، میدانی است برای چشم‌انداز فردی و قلمروی است برای هیجانها و افکار خصوصی ما. در سال‌های اخیر، روش‌ها و فناوری‌های جدید، بینش چشمگیری از ماهیت هشیاری ارائه کرده‌اند. به طور ویژه، علم عصب‌شناختی به آشکار ساختن جزئیات پیوند پدیده‌های مغزی، تجارب ذهنی و فرایندهای شناختی پرداخته است. اثر این پیشرفت‌ها آن بوده است که هشیاری، نقشی محوری در یک‌پارچه ساختن زمینه‌های مختلف روان‌شناسی و پیوند دادن آنها با پیشرفت‌های علم عصب‌شناختی پیدا کرد.۲ در این مطالعه به بررسی دو دسته از پدیده‌های هشیاری که پژوهش‌ها از ارتباط متفاوت آنها با مناطق مغز، حکایت می‌کنند، پرداخته خواهد شد. ابتدا فرایندهای خودشناختی۳بررسی می‌شود.

نظریه‌های متعددی در مورد فرایندهای خودشناختی ارائه شده است. بر پایه یک مفهوم‌سازی، فرایندهای خودشناختی فرایندی به هم پیوسته است که با بهوشیاری۴ آغاز می‌شود، از گذرگاه خودشناسی می‌گذرد و با خودمهارگری۵ پایان می‌یابد۶٫ طبق تعریف، بهوشیاری عبارت است از آگاهی و توجه پذیرنده۷ به رخدادها و تجربه زمان حال. بهوشیاری در فعالیت‌های بنیادین هشیاری، یعنی توجه و آگاهی۸ ریشه دارد.۹ این مفهوم به دو صورت مطالعه می‌شود: به عنوان یک تجربه در یک زمان مشخص (یعنی حالت) و به عنوان یک گرایش پایدارتر (یعنی صفت). بهوشیاری به افراد اجازه می‌دهد چشم انداز درونی‌شان را سیاحت کنند و به چرایی رفتارهایشان بصیرت یابند. در پژوهش‌های براون و رایان هر دو نوع بهوشیاری، با انگیزش خودپیرو بیشتر، عاطفه مثبت بیشتر، و بهزیستی بهتر همبسته‌اند.۱۰ خودشناسی انسجامی۱۱، همه جنبه‌های شناخت خود را در بر می‌گیرد و شامل خودآگاهی و تجسم‌های پایدار خود است که توانایی فرد را در دسترسی به حالت‌های روان‌شناختی جاری و پردازش محتوای تجربه‌های کنونی و گذشته و تفکیک آنها از هم می‌سنجد و قدرت فرد را در پردازش شناختی اطلاعات مربوط به خود، ارزیابی می‌کند.۱۲ خودمهارگری که معمولاً به آن خودتنظیم‌گری۱۳ می‌گویند، توانایی فرد در نادیده گرفتن افکار، هیجانها، تکانه‌ها، و رفتارهای خودکار یا عادت‌هاست که او را با محیط‌های جدید و مطالبات آنها سازگار می‌کند. عملکرد اجرایی۱۴ خود، به ابعاد فعال و ارادی شخصیت بر می‌گردد و خودتنظیم‌گری یکی از عملکردهای اجرایی است. خودتنظیم‌گری با دیدگاه کنترل دو پردازشی هماهنگ است که در آن افراد در پی هماهنگی خود و محیط هستند. در این دیدگاه، افراد یا تلاش می‌کنند دنیا را تغییر دهند تا با خودشان هماهنگ شود یا تلاش می‌کنند خود را تغییر دهند تا با دنیا هماهنگ شوند. معمولاً خود برای هدایت فرد به اجرای عملکردهای شناختی پیچیده نیازمند است. این پردازش‌های شناختی، منبع انرژی مشترکی با خودتنظیم‌گری دارند. در نتیجه، فعالیت‌هایی که نیازمند پردازش‌های فکری است، به‌ویژه آنهایی که به توجه و راهنمایی خود نیاز دارند، اگر بعد از خودتنظیم‌گری اجرا شوند، ناموفق‌ترند.

جهت دانلود متن کامل مقاله تقابل فرایندهای خودشناختی با «آستانه گذری» کلیک نمایید




نوع مطلب :
برچسب ها : تقابل فرایندهای خودشناختی با «آستانه گذری»، مقاله تقابل فرایندهای خودشناختی با «آستانه گذری»، تحقیق تقابل فرایندهای خودشناختی با «آستانه گذری»، مقاله در مورد تقابل فرایندهای خودشناختی با «آستانه گذری»، تحقیق در مورد تقابل فرایندهای خودشناختی با «آستانه گذری»،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 2 آبان 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله جستاری در جهان‌بینی و علم شامل 28صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  جستاری در جهان‌بینی و علم می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

همة حوزه‌های علمی در علوم انسانی، مبتنی بر معرفت‌شناسی، هستی‌شناسی و ارزش‌شناسی مشخصی است که در این مبانی بنیادی، تفاوت‌های جدّی میان فلسفة غرب با جهان‌بینی اسلامی وجود دارد. معرفت‌شناسی در فلسفة غرب، مبتنی بر دوگانه انگاری و فردمحوری است که نتیجه این دو خصیصه سکولاریسم است. با اصالت دادن به واقعیات حسی، ساحت علم در اندیشه غرب بر ستون‌هایی بنا می‌گردد که همواره در حال تغییر است. این تغییر در مفهوم «پارادایم» کوهن و گزارة «ابطال‌پذیری» پوپر به اوج خود می‌رسد. بر خلاف اصالت واقعیت در اندیشه غرب، اندیشه اسلامی دارای معرفت‌شناسی توحیدی است که اصالت با منابع فراروایی وحی و سنت‌الله است. در این جهان‌بینی، یافته‌های حاصل از مشاهده و غور در کائنات و طبیعت، باید با سطوح عالی لوح محفوظ و سنت‌الله در میان گذاشته شوند و از آن اعتبار یابی کنند. اگر منابع الهی آن‌را تایید کردند، علم دینی بوجود آمده است. در غیر این صورت، علم است، اما دینی نیست. این مقاله تلاش دارد تا با نگاهی به آرای اندشمندان، مختصات فوق را بررسی کند. همچنین ویژگی‌های علم در اندیشه غربی را با خصیصة علم در جهان‌بین اسلامی مقایسه کند.

واژه‌های کلیدی: معرفت‌شناسی توحیدی، جهان‌بینی، علم، پاردایم، ابطال‌پذیری

 

مقدمه

اکنون که علوم انسانی مغرب زمینی همة حوزه حیات آدمی را درنوردیده و توانسته مشروعیت خود را بر ناخودآگاه ذهن بشر در حوزه علم، تحمیل کند، درک منازعه میان اندیشه مغرب زمین و جهان‌بینی اسلامی، یک ضرورت تاریخی است؛ ضرورتی که عدم توجه به آن موجب بسیاری از نابسامانی‌های فکری در علوم انسانی اسلامی شده است. شاید اکنون بهتر از هر زمان دیگری، باید در ماهیت فلسفی و سطوح عالی جهان‌بینی علم در غرب تفحص کرد، تا بتوان به تفاوت میان آن با جهان‌بینی اسلامی پی برد. بدون درک این تفاوت، که و بنیادی است، ‌شکل‌گیری علوم انسانی در جوامع اسلامی غیرممکن است.

فرایند تاریخی ایجاد و اثبات در حوزه علمی (اجتماعی)، یک منازعه دائمی است که در یک طرف آن فردگرایی روش‌شناختی مبتنی بر هژمونی غرب محور، و در طرف دیگر، جهان‌بینی توحیدی از واقعیت در چارچوب اسلام قرار دارد. نظم مغرب زمینی به لحاظ تاریخی و اصول موضوعه اش در تداوم و تمرکزش، بر جهانی فردی شده استوار است. در حالی که، آیین اسلام یک جهان‌بینی تمام نگر و کامل است که از طریق فرایند انجام کنش و مبتنی بر توافق عام، با تأکید بر محوریت دانش در بنیاد جهان و نظام‌های موجود در آن، سرچشمه می‌گیرد.۱

تفاوت‌های بینادین اندیشة غرب در فردمحوری (انسان محوری) و دوگانه انگاری۲ نهفته است. «فردگرایی روش‌شناختی و دوگانه انگاری، ماهیت غیرقابل تردید اندیشه غرب است».۳ ماهیتی که موجب مجموعه‌ای از خصوصیات علم غربی چون اصالت عینیت، بشری‌شدن علم، بن بست معرفتی علم،‌ تکثرگرایی و آنارشیسم شده است. بر خلاف این فردگرایی روش‌شناختی و دوگانه انگاری، در اندیشه اسلامی، معرفت‌شناسی توحیدی و وحدانیت جهان، غایت داشتن هستی و علم، خصیصه ذاتی علم و معرفت علمی است. علم در اندیشه اسلامی، ماهیتی بشری ندارد، بلکه مبتنی بر قانون الهی۴ است. در این چنین چشم اندازی بن بست معرفتی، دنیوی‌شدن،‌ اصالت عینیت و آنارشیسم مفهوم خود را از دست می‌دهند. انسان آن گونه به ساحت علم می‌نگرد که غایت و معنای هستی را درک کرده است. در این مسیر، معرفت‌شناسی توحیدی پاسخگو، مسئولیت‌پذیر و اقناع کننده است.

این مقاله، تلاش می‌کند تا نقش فلسفه در اندیشه غرب و جهان‌بینی در اندیشه اسلامی را در توسعه معرفت علمی بررسی نماید.

جهت دانلود متن کامل مقاله جستاری در جهان‌بینی و علم کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : جستاری در جهان‌بینی و علم، مقاله جستاری در جهان‌بینی و علم، تحقیق جستاری در جهان‌بینی و علم، مقاله در مورد جستاری در جهان‌بینی و علم، تحقیق در مورد جستاری در جهان‌بینی و علم،
لینک های مرتبط :

جدیدترین مقالات و تحقیق های انجام شده رشته فلسفه و روانشناسی


مقاله جستاری در جهان‌بینی و علم
مقاله تقابل فرایندهای خودشناختی با «آستانه گذری»
مقاله تزئینات آجری
مقاله تحلیل قرآنی نظریه پدیدار‌شناسی شوتس
مقاله پژوهشی در الگوی مطالعه سنت‌های اجتماعی در قرآن
مقاله بنیادهای علوم انسانی از دیدگاه دیلتای و ملاصدرا
مقاله بررسی نظریه و بنیادهای نظری مارکسیسم ساختاری لویی آلتوسر
مقاله بررسی کارآمدی نظریه کارکرد گرایی

مقاله بازخوانى دیدگاه مونتگمرى وات درباره نبوت پیامبراعظم(صلى الله علیه وآله)
مقاله ایده و مفهوم ساختارگرایی با بررسی آرای سوسور و لِوی استروس
مقاله امکان علم دینی؛ بحثی در چالش‌های فلسفی اسلامی‌سازی علوم انسانی
مقاله آینده پژوهی و جامعه مطلوب اسلامی
مقاله آموزه‌های قرآن کریم و نقد نظریه دورکیم مبانی نظریه دین و همبستگی اجتماعی
تحقیق تصویر ذهنی از خدا و خاستگاه آن
تحقیق تأثیر آموزش زوج‌درمانی اسلام‌محور بر تعهد زناشویی زوجین
تحقیق پیش‌بینی دین‌داری با توجه به ابعاد شخصیت در معلمان زن و مرد
تحقیق بررسی و مقایسه میزان به‌کارگیری آموزه‌های اسلامی خانواده‌محور در خانواده‌های سالم و آشفته
تحقیق بردگان از جاهلیت تا اسلام «تحلیل و بررسى تاریخى»
پایان نامه تحلیل پارامتریک رفتار لرزه ای عوارض توپوگرافی مثلثی شکل در فضای زمان
پایان نامه تاثیر نانو ذرات بر روی بتنهای الیافی







نوع مطلب :
برچسب ها : تحقیق بردگان از جاهلیت تا اسلام «تحلیل و بررسى تاریخى»، تحقیق پیش‌بینی دین‌داری با توجه به ابعاد شخصیت در معلمان زن و مرد، پایان نامه تاثیر نانو ذرات بر روی بتنهای الیافی، تحقیق تصویر ذهنی از خدا و خاستگاه آن،
لینک های مرتبط :

پایان نامه معرفی مدل سرآمدی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت  شامل 177صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد معرفی مدل سرآمدی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

تاریخچه مدلها

در سال ۱۹۵۰ موسسه JUSE ژاپن، آقای دکتر ادوارد دمینگ را برای انجام سخنرانی‌های مختلفی در زمینه بهره وری و کیفیت به ژاپن دعوت کرد. در سال ۱۹۵۱ این موسسه به پاس خدمات دکتر جایزه ای به نام ایشان بنیان نهاد که اهدای آن ، همچنان ادامه دارد. این مدل نگرش جدیدی دربحث کیفیت ایجاد و عنوان کرد که برای تولید محصولات و خدمات با کیفیت نیاز به هماهنگی همه جانبه در سطح سازمان داریم. اگر چه در آن زمان عمدتاً استفاده از روش‌های آماری برای کنترل کیفیت در کانون توجه اصلی این مباحث بود. ولی همین تفکر «نگرش فراگیر» منجر به ظهور «کنترل کیفیت فراگیر»‌در دهه ۶۰ میلادی شد.

موفقیت ژاپن در به کارگیری روش‌های علمی‌کسب و کار،‌تهدیدی جدی برای شرکت‌های آمریکایی ایجاد کرد، به طوری که در دهه ۸۰ بسیاری از آنها با واگذار کردن بازار به رقبای ژاپنی در آستانه ورشکستگی قرار گرفتند. این تهدیدات منجر شد که شرکت‌های غربی در روش‌های کسب و کار خود تجدید نظر کرده و مدیریت کیفیت فراگیر را به طور گسترده ای به کار گیرند.

در اواخر دهه ۱۹۸۰، با مطرح شدن دو نگرش عمده، شیوه ها و نظام‌های مدیریت کیفیت، سازمان ها را به طور محسوسی تحت تأثیر قرار داد، استانداردهای سری ۹۰۰۰ ISO و مدیرییت کیفیت فراگیر که این دو نگرش به منظور هماهنگ کردن استاندادهای کیفیت و ارائه الگوهایی برای تضمین کیفیت به وجود آمد. سنجش میزان انطباق و سازگاری هر سازمانی با استاندارد ۹۰۰۱ ISO به راحتی و از طریق انجام برنامه‌های ممیزی (داخلی/بیرونی) امکان پذیر است و سازمان‌هایی که بتوانند با موفقیت، ممیزی‌های شخص ثالث (توسط سازمان‌های گواهی دهنده) را سپری کنند، موفق به دریافت گواهینامه مربوطه خواهند شد.

مدیریت کیفیت فراگیر، روشی برای مدیریت و اداره یک سازمان است که اساس آن محور قرار دادن کیفیت و مشارکت همه اعضای سازمان بوده وهدف از آن، نیل به موفقیت در دراز مدت از طریق جلب رضایت مشتری و تأمین منافع همه ذی نفهان است برخلاف ۹۰۰۰ ISO یک استاندارد رسمی‌بین المللی برای مدیریت کیفیت فراگیر را ایجاد کرد، وجود ندارد. حتی خطوط راهنمای یکسان و هماهنگی که کمک کند چگونه می‌توان استقرار و به کارگیری مدیریت کیفیت فراگیر را اندازه گیری و ارزیابی کرد نیز موجود نیست. از سوی دیگر هیچ سازمان یا مرجع رسمی‌صدور گواهینامه ای که قادر باشد.استقرار و دستیابی به مدیریت کیفیت فراگیر را بر اساس استانداردهای بین المللی گواهی کرده و به رسمیت وجود ندارد از این رو می‌بینیم نظریات کم وبیش متفاوتی توسط اندیشمندان این رشته همچون دمینگ، جوران، کرازبی، ایشی کاوا، فیگن بام و … درتعریف مدیریت کیفیت فراگیر و اصول و راهکارهای اجرایی آن مطرح شده است. اما موضوعی که تمامی‌اندیشمندان مدیریت بر آن اتفاق نظر دارند، ضرورت اندازه گیری اصول و معیارهای اصلی مدیریت کیفیت فراگیر است. به همین دلیل در سال‌های اخیر مطالعات وتحقیقات متعددی به منظور شناسایی و اندازه گیری معیارهای اصلی مدیریت کیفیت فراگیر در کشورهای مختلف انجام شده است.

لازم به ذکر است که پیش تر در غرب مدل‌هایی برای ارزیابی بنگاههای صنعتی و غیر صنعتی به وجود آمده بودند که با ظهور سیستم‌های ۹۰۰۰ ISO به مقبولیت جهانی نیز رسیدن ولی هیچ کدام دید فراگیری نسبت به کسب و کار نداشتند. یکی از اولین گام ها برای بخشیدن دید فراگیر به این مدل ها، در سال ۱۹۸۳ و در کانادا، با طرح جایزه تعالی سازمانی و کیفیت کانادا برداشته شد. پس از آن درسال ۱۹۸۷ بعد از چندین سال کار مستمر،‌ مدل جایزه ملی کیفیت مالکولم بالدریج MBNQA در آمریکا مطرح شد که در واقع پوشش دهنده تمامی‌اجزای یک کسب و کار با درنظر گرفتن منافع تمامی‌ذی نفعان بود. به دنبال مدل بالدریج. مدل جایزه کیفیت اروپا توسط بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت  EFQM در سال۱۹۹۱ ارائه شد که بسیاری از کشورهای اروپایی و غیر اروپایی از آن پیروی کردند.

از سوی دیگر، تغییرات به وجود آمده در اقتصاد جهانی، تلاش‌های انجام شده توسط سازمان تجارت جهانی WTO در راستای جهانی کردن اقتصاد و افزایش رقابت جهانی، همه و همه کشورهای مختلف (اعم از توسعه یافته و یا در حال توسعه) را به این باور رسانده است که برای حضور و بقادر بازارهای منطقه ای جهانی و حتی داخلی باید توان رقابتی و قابلیت رقابت پذیری صنایع و سازمان‌های خود را افزایش دهند. از این رو کشورهای مختلف، مطالعات متعددی در زمینه شناسایی و اشاعه عوامل کلیدی موفقیت سازمان ها، به منظور بهبود عملکرد آنها انجام داده اند. جوایز ملی بهره وری و کیفیت و مدل‌های تعالی سازمانی حاصل این مطالعات و تحقیقات است و بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در سالهای اخیر آن را در سطح سازمان‌های کسب و کار خود جاری ساخته اند. جایزه دمینگ در ژاپن ۱۹۵۱، جایزه تعالی سازمانی و کیفیت کانادا ۱۹۸۳ جایزه مالکولم بالدریج آمریکا ۱۹۸۷، جایزه کیفیت استرالیا ۱۹۸۷، جایزه کیفیت اروپا۱۹۹۱، جایزه راجیوگاندی هند۱۹۹۱ و نمونه‌هایی از تلاش‌های انجام شده در این زمینه است.

اگر چه مدل‌های بالدریج و EFQM معروف ترین مدل‌های تعالی سازمانی هستند ولی کشورهای دیگری هستند که مدل‌های خاصی را برای خود توسعه داده اند: البته مدل‌های توسعه داده شده غالباً از مدل‌های معروف فوق الهام گرفته اند.

جوایز ملی بر این واقعیت تأکید دارند که بقادر رقابت جهانی، مستلزم بهبود عملکرد در مقیاس جهانی است. این مدل ها با ارائه معیارهای ارزیابی، خطوط راهنمایی برای سازمان ها ایجاد می‌کنند تاپیشرفت ها و عملکرد خود را در زمینه بهره وری و کیفیت و تعالی سازمانی اندازه گیری کنند. از سویی معرفی سازمان‌های برتر و برندگان جوایز مثال‌های علمی‌از دستیابی و موفقیت در پیاده سازی اصول مدیریت کیفیت فراگیر را ایجاد و به سازمان ها کمک می‌کند تا با الگو قراردادن آنها، نظام‌های مدیریت خود را بهبود بخشند.

جهت دانلود متن کامل پایان نامه معرفی مدل سرآمدی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : معرفی مدل سرآمدی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت، مقاله معرفی مدل سرآمدی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت، تحقیق معرفی مدل سرآمدی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت، مقاله در مورد معرفی مدل سرآمدی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت، تحقیق در مورد معرفی مدل سرآمدی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت، پایان نامه معرفی مدل سرآمدی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت،
لینک های مرتبط :

مقاله شکاف های کیفیت در خدمات بانکی شامل 32 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   شکاف های کیفیت در خدمات بانکی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه

از سال ۱۹۶۰ به بعد فعالیتهای بانکداری به نحوی چشمگیر متحول شده است. اما با ورود وسیع رایانه ها به عرصه خدمات بانکی پس از سال ۱۹۸۰، گستره خدمات بانکی وسعت بیشتری یافته و سرعت انجام امور مربوطه نیز به همان میزان افزایش داشته است. به موازات این تحولات، میزان انتظارات مشتریان بانکی از شبکه بانکی رشد داشته است آن چنان که همه مشتریان خواهان دریافت خدمات با کیفیت بالا، افزایش سرعت در انجام عملیات بانکی و توجه خاص کارکنان به خود هستند. سرعت در ارائه خدمات با استقرار شبکه های رایانه ای به خودی خود بهبود یافته است اما دقت و کیفیت در ارائه خدمات تنها با افزایش توان ماشین و پیشرفت فناوری تحقق نمی یابد.

به همین دلیل از بهبود کیفیت خدمات بانکی، به عنوان یک فرهنگ در سرتاسر بدنه بانکهای پیشرو حمایت می شود. راهبرد بلندمدت و اصلی در تمام بانکهای موفق در سرتاسر جهان، «در مرکز کسب و کار قراردادن مشتریان است». بانکهای ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نیستند چون در تلاش برای افزایش سهم خود از کل بازار خدمات بانکی، آن بانکی موفق تر خواهد بود که به راهکار بهبود کیفیت خدمات بانکی به عنوان یک راهبرد توجه کند نه یک طرح تاکتیکی، بنابراین، لازم است تا با تحلیلی آسیب شناسانه، عواملی که برعدم ارتقای کیفیت خدمات بانکی در ایران موثر بوده اند را شناسایی کرده و برای رفع این عوامل، راه حلهایی پیشنهاد کنیم و آنها را عملی سازیم. هرچند معتقدیم که برای حل یک مشکل راهکار یگانه ای وجود ندارد.

این نوشتار با هدف معرفی شکافهای کیفیت خدمات بانکی و شناسایی متغیرهای موثر در هر شکاف تهیه شده است که در نهایت پیشنهاداتی برای رفع این شکافها از نظر خواهد گذشت.

۱ – کیفیت کالا – کیفیت خدمات بانکی

اکثر خدمات بانکی از پیچیدگیهای خاص برخوردارند. بنابراین، بحث کیفیت خدمات نیز به همان میزان پیچیده است. وقتی صحبت از کیفیت کالا به میان می آید بلافاصله در ذهن افراد، مشخصات فنی کالا شکل می گیرد. اما میان کیفیت کالا و کیفیت خدمات همانقدر فاصله است که بین مدیریت کالا و مدیریت خدمات. هرچند اصول پایه ای و کلاسیک مدیریت (اصولی نظیر برنامه ریزی، سازماندهی و…) در مورد این دو شیوه مدیریت یکسان است اما نقطه عطف تمایز بین این دو شیوه مدیریت، همان مسئله کیفیت است.

برای درک بهتر مفهوم کیفیت خدمات (SERVICE QUALITY) ابتدا آن را تعریف مــی کنیم:

الف – کیفیت خدمت: اندازه و جهت مغایرت بین ادراک مشتری از خدمت و انتظارات او (گرونروس ۲۰۰۱)؛

ب – کیفیت خدمت: قضاوت همه جانبه مشتری درباره ماهیت برتر خدمت نسبت به خدمات مشابه با مزیتهای برجسته آن (زیتمال ۱۹۸۷)؛

ج – کیفیت خدمت: میزان سازگاری سطوح مختلف خدمت با انتظارات مشتری (لویس و بومز ۱۹۸۳)؛

د – کیفیت خدمت: سازگاری پایدار با انتظارات مشتری و شناخت انتظارات مشتری از خدمت خاص (پاراشورامان ۱۹۹۳).

کیفیت خدمت در بانکها نقش مهمی را ایفا می کند چون کیفیت خدمت برتر تنها یک استراتژی انتخابی یا اختیاری نیست بلکه کیفیت خدمت برتر دقیقاً وجه تمایز بین بانکهای موفق و بانکهای ناکارا است. تمام اموری که امروزه آنها را بانکداری مجازی اطلاق می کنیم در جهت دستیابی به کیفیت خدمت برتر انجام پذیرفته است. اموری نظیر نصب ماشین های خودپرداز چندکاره، تلفن بانک، بانکداری شخصی، همگی با هدف بهبـود کیفیت خدمت صورت می پذیرد. بنابراین، می توان از کیفیت خدمت به عنوان مغزافزار عملیات بانکی نام برد.

آگاهی از مفهوم کیفیت خدمت و تلاش برای بهبود آن به ارائه خدمات با کیفیت در بانک منجر شده و از طریق افزایش سطح کیفیت خدمات می توان افزایش رضایتمندی مشتریان را انتظار داشت. پس، کیفیت خدمت به عنوان یک مقیاس یا عامل سنجش رضایتمندی مشتری مطرح می شود.

۲ – مدیریت کیفیت خدمات بانکی

در اینجا به بررسی ساختار تجزیه و تحلیل شکاف کیفیت می پردازیم:

الف – چرا مدیران از سرمایه گذاری برروی کیفیت خدمات هراس دارند؟ ریشه این هراس بیش از آنکه مخالفت نهادینه ای باشد، یک مسئله روانی و ذهنی است. مدیران اغلب براین باورند که ارتقای کیفیت خدمات بانکی با هدف رسیدن به ۱۰۰ درصد کیفیت غیرممکن است. پس بانک به خود می قبولاند که اشتباهاتی به وقوع خواهد پیوست و اجازه بروز این اشتباهات به طور ضمنی صادر می شود. از لحاظ روانی مواجهه با بروز بهترین عملکردها درست قبل از شروع آن ایجاد می شود.

جهت دانلود متن کامل مقاله شکاف های کیفیت در خدمات بانکی کلیک نمایید




نوع مطلب :
برچسب ها : شکاف های کیفیت در خدمات بانکی، مقاله شکاف های کیفیت در خدمات بانکی، تحقیق شکاف های کیفیت در خدمات بانکی، مقاله در مورد شکاف های کیفیت در خدمات بانکی، تحقیق در مورد شکاف های کیفیت در خدمات بانکی،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 26 خرداد 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله  گسترش عملکرد کیفیت شامل 15 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   گسترش عملکرد کیفیت می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

گسترش عملکرد کیفیت

در دهه‌های اخیر با پیشرفت روزافزون علوم و فنون، توسعه فناوری‌های جدید و گسترش ارتباطات، رقابت میان شرکت‌های تولیدی و خدماتی جدی‌تر شده است. لری سلدن۱ و یان مک میلان۲ در مقاله‌ای با عنوان: «مدیریت نظام‌مند نوآوری مشتری‌مدار» آورده‌اند: امروزه رویکرد شرکت‌ها به نوآوری، با وجود تلاش‌های فراوان از سوی این شرکت‌ها به رشد پایدار، سودآور و مورد رضایت سهام‌داران منتهی نمی‌شود. برنامه‌های کسب و کار بسیاری از شرکت‌ها متناسب با انتظار بازار رشد آنان نیست. شرکت‌ها به جای تلاش برای شناسایی نیازهای مشتریان و استفاده از این درک حاصله در جهت نوآوری، پول خود را در آزمایشگاه‌های جزیره‌ای تحقیق و توسعه، هزینه می‌کنند. امروزه کیفیت و مشتری‌مداری به عنوان یکی از چالش‌های جدی رقابتی مطرح شده است و حفظ و گسترش بازارهای داخلی و خارجی، مستلزم ارائه محصولات و خدمات با کیفیت قابل اعتماد از طریق تأمین نیازهای مشتریان در طراحی و تولید محصولات یا ارائه خدمات است. گسترش عملکرد کیفیت (QFD)ا۳، به عنوان یکی از ابزار مدیریت کیفیت جامع۴ امکان تحقق خواسته‌های فوق را برای صنایع تولیدی و خدماتی فراهم می‌کند.

 تاریخچه پیدایش QFD

QFD برای اولین بار به عنوان مفهومی برای توسعه محصولات جدید براساس کنترل کیفیت جامع (TQC) به وجود آمد. QFD، ترجمه واژه کنجی (Kanji) است که ژاپنی‌ها برای توصیف تعمیم گسترش کیفیت از آن استفاده می‌کنند. تعریف QFD با توجه به منابع آموزشی مؤسسه GOAL/QPC (یکی از بزرگ‌ترین مراکز مشاوره QFD) عبارت است از: «روش و فرایندی نظام‌مند و ساخت‌یافته به منظور شناسایی و استقرار نیازمندی‌ها و خواسته‌های کیفی مشتریان در هر یک از مراحل تکوین محصول از طراحی‌های اولیه تا تولید نهایی که برای استقرار مناسب آن نیاز به همکاری همه جانبه بخش‌های مختلف سازمان از جمله بازاریابی، فروش، برنامه‌ریزی، مهندسی، تولید، خدمات پس از فروش و… می‌باشند».

در تعریفی دیگر آمده است: «اگر چه QFD اغلب با فعالیت‌های بهبود محصول همراه است، اما کاربردهای تولیدی نیز دارد. ابزار و مفاهیم QFD برای افرادی که در مسیر تولید، درگیر تقاضای بلندمدت می‌باشند مفید است.

QFD به سازمان برای جهت‌گیری مؤثر درخواست‌ها به سمت مباحث با اهمیت برای مشتریان کمک می‌کند تا بتواند به صورت بهتری برنامه‌ریزی کند (شکل ۱).

به‌طور خلاصه می‌توان وظیفه QFD را در دو جمله تعریف کرد:

- تبدیل و ترجمه نیازمندی‌های مشتریان به مشخصات فنی محصول

- تعیین فعالیت‌های کیفیتی متناسب با مشخصات فنی محصول

تصویری از مسیر تدریجی تکامل QFD با برخی از فعالیت‌های صورت گرفته در این زمینه عبارتند از:

۱۹۶۶: آغاز اولین تلاش‌ها به منظور استفاده از مفاهیم گسترش کیفیت

۱۹۷۲: معرفی روش تکامل یافته در شرکت کشتی‌سازی کوبه QFD

1978: تشکیل کمیته‌ای مستقل در مؤسسه کنترل کیفیت ژاپن (چاپ اولین کتاب)

۱۹۸۰: اهدای جایزه دمینگ به شرکت کابایا

۱۹۸۳: انتشار اولین مقاله امریکای شمالی (آشنایی ۸۰ مدیر) QFD

1984: برگزاری اولین دوره یک روزه در امریکا QFD

1985: استفاده از این روش در شرکت فورد

۱۹۹۷: انتشار کتاب توسط جان ترنینکو

در ۱۹۸۷ اهداف به‌کارگیری QFD از دید این کتاب به صورت زیر تعیین شد:

۱ . تنظیم کیفیت طراحی و کیفیت برنامه‌ریزی شده

۲ . انجام Benchmarking برای محصول رقابتی

۳ . توسعه محصول جدید

۴ . تحلیل اطلاعات کیفی بازار

۵ . شناسایی نقاط کنترلی

۶ . کاهش تغییرات طراحی

۷ . کاهش هزینه‌های توسعه

۸ . افزایش سهم بازار

از ۱۹۸۳ بیشتر شرکت‌های امریکایی نظیر: دی‌ای‌سی، جنرال موتورز، مزدا، موتورولا، کداک، زیراکس، آی‌بی‌ام، هیولت پاکارد و… QFD را به کار گرفتند.

جهت دانلود متن کامل مقاله  گسترش عملکرد کیفیت کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : گسترش عملکرد کیفیت، مقاله گسترش عملکرد کیفیت، تحقیق گسترش عملکرد کیفیت، مقاله در مورد گسترش عملکرد کیفیت، تحقیق در مورد گسترش عملکرد کیفیت،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 9 خرداد 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله شکاف های کیفیت در خدمات بانکی شامل 32 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  شکاف های کیفیت در خدمات بانکی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه

از سال ۱۹۶۰ به بعد فعالیتهای بانکداری به نحوی چشمگیر متحول شده است. اما با ورود وسیع رایانه ها به عرصه خدمات بانکی پس از سال ۱۹۸۰، گستره خدمات بانکی وسعت بیشتری یافته و سرعت انجام امور مربوطه نیز به همان میزان افزایش داشته است. به موازات این تحولات، میزان انتظارات مشتریان بانکی از شبکه بانکی رشد داشته است آن چنان که همه مشتریان خواهان دریافت خدمات با کیفیت بالا، افزایش سرعت در انجام عملیات بانکی و توجه خاص کارکنان به خود هستند. سرعت در ارائه خدمات با استقرار شبکه های رایانه ای به خودی خود بهبود یافته است اما دقت و کیفیت در ارائه خدمات تنها با افزایش توان ماشین و پیشرفت فناوری تحقق نمی یابد.

به همین دلیل از بهبود کیفیت خدمات بانکی، به عنوان یک فرهنگ در سرتاسر بدنه بانکهای پیشرو حمایت می شود. راهبرد بلندمدت و اصلی در تمام بانکهای موفق در سرتاسر جهان، «در مرکز کسب و کار قراردادن مشتریان است». بانکهای ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نیستند چون در تلاش برای افزایش سهم خود از کل بازار خدمات بانکی، آن بانکی موفق تر خواهد بود که به راهکار بهبود کیفیت خدمات بانکی به عنوان یک راهبرد توجه کند نه یک طرح تاکتیکی، بنابراین، لازم است تا با تحلیلی آسیب شناسانه، عواملی که برعدم ارتقای کیفیت خدمات بانکی در ایران موثر بوده اند را شناسایی کرده و برای رفع این عوامل، راه حلهایی پیشنهاد کنیم و آنها را عملی سازیم. هرچند معتقدیم که برای حل یک مشکل راهکار یگانه ای وجود ندارد.

این نوشتار با هدف معرفی شکافهای کیفیت خدمات بانکی و شناسایی متغیرهای موثر در هر شکاف تهیه شده است که در نهایت پیشنهاداتی برای رفع این شکافها از نظر خواهد گذشت.

۱ – کیفیت کالا – کیفیت خدمات بانکی

اکثر خدمات بانکی از پیچیدگیهای خاص برخوردارند. بنابراین، بحث کیفیت خدمات نیز به همان میزان پیچیده است. وقتی صحبت از کیفیت کالا به میان می آید بلافاصله در ذهن افراد، مشخصات فنی کالا شکل می گیرد. اما میان کیفیت کالا و کیفیت خدمات همانقدر فاصله است که بین مدیریت کالا و مدیریت خدمات. هرچند اصول پایه ای و کلاسیک مدیریت (اصولی نظیر برنامه ریزی، سازماندهی و…) در مورد این دو شیوه مدیریت یکسان است اما نقطه عطف تمایز بین این دو شیوه مدیریت، همان مسئله کیفیت است.

برای درک بهتر مفهوم کیفیت خدمات (SERVICE QUALITY) ابتدا آن را تعریف مــی کنیم:

الف – کیفیت خدمت: اندازه و جهت مغایرت بین ادراک مشتری از خدمت و انتظارات او (گرونروس ۲۰۰۱)؛

ب – کیفیت خدمت: قضاوت همه جانبه مشتری درباره ماهیت برتر خدمت نسبت به خدمات مشابه با مزیتهای برجسته آن (زیتمال ۱۹۸۷)؛

ج – کیفیت خدمت: میزان سازگاری سطوح مختلف خدمت با انتظارات مشتری (لویس و بومز ۱۹۸۳)؛

د – کیفیت خدمت: سازگاری پایدار با انتظارات مشتری و شناخت انتظارات مشتری از خدمت خاص (پاراشورامان ۱۹۹۳).

کیفیت خدمت در بانکها نقش مهمی را ایفا می کند چون کیفیت خدمت برتر تنها یک استراتژی انتخابی یا اختیاری نیست بلکه کیفیت خدمت برتر دقیقاً وجه تمایز بین بانکهای موفق و بانکهای ناکارا است. تمام اموری که امروزه آنها را بانکداری مجازی اطلاق می کنیم در جهت دستیابی به کیفیت خدمت برتر انجام پذیرفته است. اموری نظیر نصب ماشین های خودپرداز چندکاره، تلفن بانک، بانکداری شخصی، همگی با هدف بهبـود کیفیت خدمت صورت می پذیرد. بنابراین، می توان از کیفیت خدمت به عنوان مغزافزار عملیات بانکی نام برد.

آگاهی از مفهوم کیفیت خدمت و تلاش برای بهبود آن به ارائه خدمات با کیفیت در بانک منجر شده و از طریق افزایش سطح کیفیت خدمات می توان افزایش رضایتمندی مشتریان را انتظار داشت. پس، کیفیت خدمت به عنوان یک مقیاس یا عامل سنجش رضایتمندی مشتری مطرح می شود.

۲ – مدیریت کیفیت خدمات بانکی

در اینجا به بررسی ساختار تجزیه و تحلیل شکاف کیفیت می پردازیم:

الف – چرا مدیران از سرمایه گذاری برروی کیفیت خدمات هراس دارند؟ ریشه این هراس بیش از آنکه مخالفت نهادینه ای باشد، یک مسئله روانی و ذهنی است. مدیران اغلب براین باورند که ارتقای کیفیت خدمات بانکی با هدف رسیدن به ۱۰۰ درصد کیفیت غیرممکن است. پس بانک به خود می قبولاند که اشتباهاتی به وقوع خواهد پیوست و اجازه بروز این اشتباهات به طور ضمنی صادر می شود. از لحاظ روانی مواجهه با بروز بهترین عملکردها درست قبل از شروع آن ایجاد می شود. ارائه مثالی این امر را شفاف تر می سازد. تصور کنید برج مراقبت یک فرودگاه بین المللی بزرگ با صدپرواز در روز برای خود سطح ۹۹ درصد کیفیت را قائل شود. بدیهی است که به طور متوسط هرروز یک پرواز یا سقوط خواهد کرد یا در خانه های اطراف فرودگاه خواهد نشست، یا با سایر هواپیماها برخورد می کند. آیا این تفکر قابل قبول است؟ بدیهی است که به دنبال سقف ۱۰۰ درصد کیفیت در این برج خواهید بود. در این هنگام است که عملکرد کارکنان برج مراقبت خوب ارزیابی می شود. حال چرا بانک نباید به چنین درصدی در کیفیت خدمات خود دست پیدا کند؟

ب – چرا فرایندهای بهبود کیفیت خدمات بانکی ۱۰۰ درصد موفق نیستند: دقیقاً هنگامی که برنامه کیفیت یا خدمتی با کیفیت بالا مطرح می شود بانک به این نتیجه می رسد که این برنامه ها یا خدمات موفقیت آنچنانی نداشته است. این واضح است، چون صبر و پشتکار به اندازه کافی وجود ندارد و همه به دنبال نتایج آن و موفقیتهای شگرف هستند. مشکل، نحوه نگرش بانک به بهبود کیفیت خدمات است. چون در اغلب موارد به این برنامه ها به عنوان برنامه های کوتاه مدت نگریسته می شود که تنها دغدغه مدیران بانک است. در مواقعی که دید کل نگر به پدیده کیفیت خدمات بانکی وجود ندارد، برای برخی مدیران، بهبود کیفیت تنها یک موضوع مربوط به زمان سنجی و کارسنجی است. برای عده ای کیفیت به معنای سرمایه گذاری در تجهیزات جدید است. تعدادی کیفیت را تنها برنامه های آموزشی کارکنان می دانند و گروهی کیفیت را معادل نظام پاداش دهی در نظر می گیرند. اگرچه تمام موارد فوق اجزای فرایند بهبود کیفیت هستند اما به شکلی مجزا، هریک به تنهایی می توانند فرایند بهبود کیفیت را به مسیر انحرافی بکشانند.

بهبود کیفیت خدمات بانکی تنها یک برنامه خاص نیست بلکه کیفیت یک برنامه دائمی و مستمر است. کیفیت در واقع با شناخت افرادی آغاز می شود که بانک برای بهبود کیفیت خدمات به آن نیازمند است و به وسیله مدیران چنین فضایی حفظ و نگهداری می شود. تقویت کیفیت یا بهبود آن و در مفهومی عامتر مدیریت فرایندهای مربوط به کیفیت در واقع یک برنامه استراتژیک است که نیازمند توجه دائمی مدیران ارشد بانک است.

جهت دانلود متن کامل مقاله شکاف های کیفیت در خدمات بانکی کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : شکاف های کیفیت در خدمات بانکی، مقاله شکاف های کیفیت در خدمات بانکی، تحقیق شکاف های کیفیت در خدمات بانکی، مقاله در مورد شکاف های کیفیت در خدمات بانکی، تحقیق در مورد شکاف های کیفیت در خدمات بانکی،
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نگار موسوی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :